تبليغاتX
آبی تر از دریا

آبی تر از دریا

 

برای دیدن برخی رنگها و فهمیدن برخی حرف‌ها، از نگریستن و اندیشیدن کاری ساخته نیست، باید از آنجا که همیشه هستیم برخیزیم...

 "دکتر علی شریعتی"

Free Image Hosting

تولد حسین، تولد خون است:

آی فهمیده های طریقت جانبازی! غیرت های با شكوه خاك! زیباترین زخم های زمین!

بیائید می خواهیم، به جشن تولد عاشورا برویم!

چشم های تیرخورده ی خود را برگیرید؛ دست های اُفتادگی خویش را بردارید؛ زیباترین زخم های ممكن را دربركنید؛ بیائید برویم.

Free Image Hosting 

Free Image Hosting 

Free Image Hosting

یا ابا عبدالله! ای برادر زینب!

آن كه می خندد، هنوز، مقتل غیرت تو را نشنیده است! آن روز ـ در آن بی آبی ـ تو مگر چه گفتی، كه تمام زالوها به یكباره بر سر خون تو، اتّفاق كردند؟!

بگذار برای این زیباترین زخم های كائنات بمیرم! شما را به خدا بس كنید! من هم می دانم كه برای "تولد" مرثیه نمی خوانند...

امّا، "مرثیه جانبازی" شادمان ترین مرثیه جوانمردی است.آی چشم های تیرخورده قدری "نگاه" به من بدهید! ...

¤ منبع: اگر شهادت نبود ¤

Free Image Hosting

Free Image Hosting

Free Image Hosting 

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود،

اما افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند

و بزرگترین درد او را بی آبی نامیدند .....

( دکتر شریعتی )

 

Free Image Hosting

Free Image Hosting

Free Image Hosting

این روزها ما رو فراموش نکنین !!

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه سوم دی 1388ساعت17:0توسط ما چند نفر | |



 

Free Image Hosting

همه می پرسند:

چيست در زمزمه مبهم آب؟؟

چيست در همهمه دلکش برگ؟؟

چيست در بازی آن ابر سپيد، روی اين آبی آرام بلند

که تو را می برد اين گونه به ژرفای خيال؟؟

چيست در خلوت خاموش کبوترها؟؟

چيست در کوشش بی حاصل موج؟؟

چيست در خنده جام؟؟

که تو چندين ساعت، مات و مبهوت به آن مي نگیي؟؟

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ،

نه به اين آبی آرام بلند،

نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام،

نه به اين خلوت خاموش کبوترها،

من به اين جمله نمی انديشم.

من مناجات درختان را هنگام سحر،

رقص عطر گل يخ را با باد،

نفس پاک شقايق را در سينه کوه،

صحبت چلچله ها را با صبح،

نبض پاينده هستی را در گندم زار،

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل،

همه را می شنوم؛ می بينم.

من به اين جمله نمی انديشم،

به تو می انديشم....

 Free Image Hosting

صدای فرشته ها به گوش می رسد،

سکوت را نوازش می دهند؛

و با نگاهی معصومانه پر می کنند

جای خالی امید را ....

 Free Image Hosting

و به یاد داشته باش:

Free Image Hostingپاییز بهاری است که عاشق شده استFree Image Hosting

Free Image Hosting

Free Image Hosting

Free Image Hosting تولدت مبارک فرشته آرزوها Free Image Hosting

 Free Image Hosting

 

Free Image Hosting

Free Image Hosting

 Free Image Hosting

Free Image Hosting

 

 

 

 

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت0:1توسط ما چند نفر | |



 

عکس های محسن افشانی در جشن نیمه شعبان-نیشابور.....

  

 

  

 

 

 

صبر کن عشق زمین گیر شود،بعد برو     

یا دل از دیدن تو سیر شود،بعد برو

ای کبوتر به کجا؟؟یک دو نفس صبر نما      

آسمان زیر پرت پیر شود،بعد برو 

باش،با دست خودت آینه را پاک بکن     

نکند آینه دلگیر شود،بعد برو

یک نفس حسرت لبخند تو را می بارد     

خنده کن؛عشق نمک گیر شود بعد برو   

تو اگر کوچ کنی، بغض خدا می شکند 

 صبر کن، گریه به زنجیر شود بعد برو

خواب دیدی شبی از راه، سوارت آمد 

 باش تا خواب تو تعبیر شود، بعد برو

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت11:20توسط ما چند نفر | |



 

Free Image Hosting ســـــــــــــــــلام....

 

Free Image Hosting 

یه سری عکس از محسن توسط سایت سیمای ایرانی منتشر شده که اینجا می بینید!

 

Free Image Hosting by FreeImageHosting.net Free Image Hosting by FreeImageHosting.net Free Image Hosting by FreeImageHosting.net

Free Image Hosting by FreeImageHosting.net Free Image Hosting by FreeImageHosting.net Free Image Hosting by FreeImageHosting.net

Free Image Hosting by FreeImageHosting.net

Free Image Hosting

 آتشی روشن کرده ام ،

و عهد بسته ام تا خاموش شدنش،

برایت دعا بخوانم .

تمام کارهایت رو به راه خواهند شد

چرا که من...

هیزمی دیگر در شومینه انداخته ام!!!

Free Image Hosting 


 


 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت0:48توسط ما چند نفر | |



Free Image Hosting   ¤ به نام نقش بند بال پروانه ¤

 

"جوابیه ایمیل به محسن افشانی "

سایت سیمای ایرانی از طریق ایمیل محسن افشانی جوابیه ای منتشر کرده.....

اینجا تصویر این جوابیه رو می بینید!

 فکر می کنم به ایمیل خیلی از شماها هم ارسال شده باشه......

Free Image Hosting

Free Image Hosting by FreeImageHosting.net

Free Image HostingFree Image Hosting

" فیلم گفتگوی آنلاین محسن توسط سایت سیمای ایرانی منتشر شد "

لینک دانلود

 

Free Image HostingFree Image Hosting


من شعر سکوتم را در گوش تو خواهم خواند
شبهای بلندم را با یاد تو خواهم ماند
من ریشه ی عشقم را در قلب تو خواهم کاشت
آن صحبت اول را در خاطره خواهم داشت

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت21:34توسط ما چند نفر | |



به مناسبت عیدمبعث ساعت30 :17روز دوشنبه محسن دربرنامه ای که به مناسب این روز تدارک دیده شده بود نقش مجری رو بر عهده داشت...این برنامه در اردوگاه هفت تیر در شمال کشور تهیه شده بود .

به همین بهانه عکس ها و فیلمهایی که از این برنامه تهیه کردیم رو براتون به نمایش میگذاریم تا شما فیض کامل رو ببرید!!

MARMOLAK

دانلود کلیپ هایی از این برنامه:

دانلود کلیپ1

دانلود کلیپ 2

 

جلیقه ی نجات پوشیدن محسن و سوار قایق شدنش!!

دانلود کلیپ 3

دانلود کلیپ 4

دانبود کلیپ 5

دانلود کلیپ 6 

MARMOLAK

+نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت23:30توسط ما چند نفر | |



 

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمانیم

ازشیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

تقصیرکسی نیست که اینگونه غریبیم شاید که خدا خواسته دل تنگ بمیریم 

MARMOLAK

عدد روز شمار داره نشون میده 25 روز از بهار دل انگیز خاطره ها گذشته. بهاری که توش ستاره های درخشان،رنگین کمون هفت رنگ وگل های بهاری رودیدیم،بهاری که طمع زیربارون قدم زدن رو چشیدیم،واین رویدادها باعث شد تا به یک شکل دیگه  به بهار نگاه کنیم،و عاشقش بشیم! همه ی اینها کنار هم قرارگرفتن تا دراولین روزبهار باصدایی که بیانگر صداقت ومحبت،بهش بگیم سلام بهار....

وحالا 25 روز از خداحافظی ما با این فصل بهشتی می گذره!

نمی دونم هیچ کدوم ازشما به یادمی آوریدیا نه!؟ اما درست 25 تیرماه 1387،چهارنفر هم سن،چهارتا طرفدار،چهارنفربا هم یکدل شدن و این وبلاگ را نمادی ازخودشون قرار دادند.برای ترسیم زیبایی ها،برای یادآوری خاطره ها،و هدف را ترویج هنر گذاشتند.

اسم وب رو گذاشتن آبی تراز دريا چون معتقدبودن دل همه ی نوجونا آبی تراز دریاست،آبی تراز آسمون،و عشق دلهای پاک این نوجونا به اندازه ی پرهای صداقت آبی است!

 

و امروز 25 تیرماه 1388 است یعنی تمام این زیبایی ها،تمام این اهداف وخاطرات،شدن یک ساله!

 

توی این یکسالی که گذشت خیلی تلاش کردیم تا یکرنگی رو براتون به نمایش بگذاریم،تا بهتون بگیم که عاشق تک تکتونیم.شاید از هدف اصلی خیلی دور شدیم اما چیزهایی گفتیم حرف هایی شنیدیم که لبریز از تجربه است.

وحالا می خواهیم به عنوان این وب بیشتر توجه کنیم،می خواهیم به اون هدف نزدیک شیم.واسه همین سعی کردیم همه چیزرو تغییربدیم که اميدواریم موفق بشیم....

 

سعی و تلاش ما دراین است که حتی المکان جدیدترین مصاحبه ها،عکسها و اخبار رو درمورد این هنرمند نسل جوان به شما بدیم ودرکناراون تلاش می کنیم بخشی ازفیلم های این بزرگوار که مورد نظر شماست را براتون بگذاریم تا شما هم بهره کافی  ببرید.درضمن سعی می کنیم کلیپ هایی که منحصرا به محسن افشانی تعلق دارد رو برای شما به نمایش بگذاریم که اکثرا حاصل دست خودمون است . امیدواریم موردتوجه شما واقع شود.

 

اگر در طی یک سال کم وکاستی در این وب بوده خواهشا عذر ما را بپذیرید و این قول ما را باور کنید که جبران خواهیم کرد .یک دنیا تشکر. 

"تولد آبی تر از دریاها مبارک" MARMOLAK

Free Image Hosting


Free Image Hosting


MARMOLAK

 

 من دل به زیبایی خوبی می سپارم

دینم این است

من مهربانی را ستایش می کنم

آیینم این است

من رنجهارا با صبوری می پذیرم

من زندگی را دوست دارم

انسان و باران و چمن را می ستایم

انسان و باران و چمن را می سرایم...

بگذار تا در این گذرگه

خود را با دوست گم کنم....

 

 MARMOLAK

و اين هم هداياي ما به شما به مناسبت آبی بودن آسمون دوستيمون :

ميكس آهنگ روي عكس هايي از بهانه ي بودن آبی تر از دريا

MARMOLAK دانلود کلیپ یک

MARMOLAK دانلود کلیپ دو

MARMOLAK دانلود کلیپ سه

ميكس آهنگ روي فيلم هايي ار بهانه ي بودن آبي تر از دريا

MARMOLAK دانلود کلیپ چهار

MARMOLAK

 

ما غریبه ی دیروز

     آشنای امروز

    و فراموش شده ی فرداییم

 

پس در آشنایی امروز می نویسیم

تادرفردای تلخ جدایی

بیادآوری مارا...........

 

MARMOLAKMARMOLAKMARMOLAK


پ.ن: دو تا عکس جدید از محسن  


Free Image Hosting by FreeImageHosting.net Free Image Hosting by FreeImageHosting.net

 

دایی بهنام توی وبلاگش نوشته:

محسن افشانی  دوست عزیزم روز جمعه ۱۳۸۸/۴/۲۶

سر برنامه جمعمون جمعه حاضر شد تا برنامه ی جدید رو به من

تبریک بگه ..کلی با هم از خاطرات گفتیم و گپ زدیم

و از کارهای جدیدش گفت...و گفت که هنوز

سر سریال بازپرس به کارگردانی مهدی فخیم زاده

مشغول به کاره...

بعدشم چندتا عکس یادگاری گرفتیم و من ۲ تا شو

برای طرفدارانش انتخاب کردم تا جدیدترین تیپشو

ببینن... 

 

 Free Image Hostingبا تشکر از دایی بهنام عزیز (همون عمو باربد سابق) Free Image Hosting

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت0:1توسط ما چند نفر | |




 

Free Image Hostingتقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد،دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند!Free Image Hosting

Free Image Hostingسلام ....

مدت زیادی از آپ قبلیمون می گذره واسه همین گفتیم یه آپ بکنیم هم خودمون شاد بشیم هم شما رو شاد کنیم!!

یه سری عکس گرافیکی که امیدوارم خوشتون بیاد.....

MARMOLAK

Free Image Hosting

MARMOLAK

Free Image Hosting

MARMOLAK

و از همه بهتر چند تا عکس از محسن که آقا علیرضا  دوست خوبمون زحمتش رو کشیدن!!

¤ بازم ازشون تشکر می کنیم! ¤

 

Free Image Hosting by FreeImageHosting.net Free Image Hosting by FreeImageHosting.net Free Image Hosting by FreeImageHosting.net 

MARMOLAK

و بازم یه دانلودی دیگه.....

تیتراژ  اول ترانه مادری

Free Image Hostingترانه مادری

 

MARMOLAK

یه سری عکس دیگه که واسه تنوع بد نیست!!

MARMOLAK

MARMOLAK

MARMOLAK

MARMOLAK

Free Image Hosting

MARMOLAK

اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
سکوت را فراموش می کردی
و تمامی ذرات وجودت
عشق را فریاد می کردند

اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
چشمهایم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت
به باد می دادی

اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من در سکوت نگاهـت
با عشق زمینی تو به عرش بروم

اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
هرگز دلـم را نمی شکستی
گرچه خانه اهریـمـن
شایسته ویرانیست !

اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
حتی لحظه ای مرا نمی آزردی
که این غریبه تنها ، جز نگاهت پنجره ای
و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد


اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
دوستم می داشتی
و مرا از این تـنهایی رها می کردی
ای کاش تمام اینها را می دانستی ...
که چقدر دوستت دارم

MARMOLAK
 

تصويربرداري «محله من» به سعد آباد رسيد

خبرگزاري فارس: فيلمبرداري تله‌فيلم «محله من»به كارگرداني محسن ربيعي در لوكيشني در سعد آباد ادامه دارد.

به گزارش خبرنگار راديو تلويزيون فارس، «محله من» چندي پيش در خيابان‌هاي اطراف اختياريه جلوي دوربين‌ رضا شيخي رفت.
اين فيلم بر اساس طرحي از كيان بابائيان كه پيش از تهيه فيلم «مادر مادر»را بر عهده دارد و كارگرداني اين فيلم بر عهده محسن ربيعي است.
تاكنون بيش از 50 درصد فيلمبرداي اين كار به پايان رسيده است. گروه در حال حاضر در لوكشيني واقع در كاخ سعدآباد مشغول تصويربرداري هستند.
داستان «محله من» در مورد چند نوجوان است كه بيكاري آنها باعث مي‌شود براي مردم ايجاد مزاحمت كنند و اهالي محل براي رفع اين مشكل خود دست به كار مي‌شوند.
محسن افشانی ، شهنام شهابيی،‌مهدی ساكی، كيميا بابائيان، فرزانه نيكنام، عبدالله موقري، و كامران تفتي با هنرمندی عنايت بخشی ، پوراندخت مهيمن و كاظم افرندنيا در «محله من»بازی می ‌كنند.

اینم دو تا عکس از همین تله فیلم

Free Image Hosting by FreeImageHosting.net Free Image Hosting by FreeImageHosting.net

 

خب همین بود...

MARMOLAKامیدوارم خوشتون اومده باشه MARMOLAK

 

 MARMOLAK

+نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت16:42توسط ما چند نفر | |



سلام...یه دنیا سلام،یه دنیا عشق،یه دنیا محبت...

امروز دوست داشتم یه جور دیگه سلام کنم؛چون امروز یه روز عادی نیست...یه روز خاصه...!خاص...

 

"۱۱فروردین ۱۳۶۸"

یه روز بهاری...خدا می دونه چه موقع...؟؟یه پسر کوچولو توی یه خانواده به دنیا اومد...وقتی چشم باز کرد،آسمون تو نگاهش موج میزد...!

همه دیدن چشماش آبیه...!شاید کسی اون لحظه نمی دونست که این آبی چه وسعتی پیدا می کنه وقتی ۱۹ ساله شد...

و...

¤¤¤

بیا ره توشه برداریم،قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟؟؟

¤¤¤

 

امروز "۱۱ فروردین ۱۳۸۸"

تولد یکی از بهترین ها،پاک ترین ها ومهربون ترین هاست...

یه بنده ی محبوب...یه نور چشمی...!یکی که اومده بود تا بهار هر سالمون رو با خاطراتش بهاری کنه...

امروز این چشم آبی کوچولوی ما،پسر کوچولوی مهربون فصل بهار ۲۰ ساله میشه...

¤¤¤

 Picbaran

¤¤¤

بشنو همسفر من،با هم رهسپار راه دردیم،با هم لحظه را گریه کردیم.

ما از صدای بی صدای گریه سوختیم، ما از عبور لحظه لحظه قصه ساختیم.

از مخمل درد به تن عشق جامه دوختیم،ما عکس خود را بی هم و با هم شناختیم.

شاید در این راه اگر با هم بمانیم، وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم...!

¤¤¤

Picbaran

¤¤¤

تولد آغاز بندگی خداوند

و سرفصل زیستن در مسیر عاشقانه هاست

خوشا به حال آنان که تولدشان،

زیباترین روز دوست دارانشان است

¤ داداش محسن تولدت مبارک...! ¤

¤¤¤

Picbaran

 

 

 

به نام خالق شقایقی درآستانه تولد

 

تالحظاتی دیگر ماه باهاله ای نقره گون که گرداگردش راپوشانده باهمراهی گلهاکه زمزمه ی شادباش بیستمین تجلی صداقت و یکرنگی ازلبان شبستان به گوش می رسد وبلوای عظیمی راکه تدارک دیده اند درمیان آسمان خودنمایی می کند.درخطوط مبهم امواج،نقش حیرت انگیز آسمان برچهره ی آب نقاشی شده وموجی ملایم نقش صورتش رامی لرزاند.

عکس رقصان درختان درآب انعکاس زیبایی داردودست باد لای گیسوان سبزشان می پیچدواکنون...

سراغاز نجوای عاشقانه است.....

صدای پچ پچ درختان ازدورونزدیک برفضاطنین انداز شده است وصدای برخورد قطرات باران بازمین وسنگ هاکه اهنگ تولدصداقت راسر می دهد،همه حکایت از جادوی خالق دارد.

خالقی که وجودطبیعت رابه تسخیر کشیده وقلب شبنم های اسیر حصاربرگها رابه تلاتم دراورده است.

امشب دیگرسکوت برتاریکی شب پرده نمی کشدوهیچ شرارتی ازچشمان بی فروغ شب هویدا نیست.

خاک باران خورده،دیگربوی رطوبت نمی دهد بلکه بویصفا،صمیمیت ویکرنگی آن مشام رانوازش می دهد.

اینک جهان،مبهوت آن همه زیبایی شده است وحوریان دردل زمزمه می کنند:

خدایا آبی آسمان را چگونه بامهربانی چشم هایش درآمیختی؟

امانظاره ی چشمانش تنها این فکررابه ذهنمان القامی کند که تلالؤاین چشمان مرواریدگون، فقط عشق خدامی باشد، اوحتی بابهانه ی چشمانش سیل آرزوهاودعاهایی که آرزوی سرزندگی اش به سویش گسیل داده می شودرا به شقایق های باغچه هدیه می دهد وپرندگان را به چیدن زنبق ها تشویق می کند تازمانی که شادی دروجودش موج زند.

معجزه ی عشق در چشمان درختان خزان زده ؛دیده خواهدشدوعیش ونوش جوانه ها پابرجا خواهدبودواشک شوق درچشم های ابری، بهاری خواهد جوشید،لبهای بی قرار آب برای گفتن خواهد لرزیدوناقوس کلیسای عشق نوسان خواهدکردوخون درشریان های گل جاری خواهد بود...تاهمهمه ی درختان،تاقهقه ی باد،تاچلچله هانوید شادمانیش رادهند.

هربهار،در11فروردین ؛چشم های درختان به سمت طاق جهان گردون می چرخند؛تاخالقی که باغچه ای بهاری وپاک ترین موجودزمینی رابرصحیفه ی ایام رقم زد ،تحسین کنند،هم چنین بادست های کشیده شده شان ؛برای سلامتی این مخلوق دعا می کنند.

این بزرگترین آرزوی کائنات خواهدبود!

پس چراکسی نیست که ازسنگ نوشته ی قلبمان که باترک های خفیف زندگی وجودمان رابخواند.نمی دانیم، شایدزمانی که حتی ترنم های بهاری هم نتواند زندان یخی آرمان هایمان را آب کند.

توباحضورشگفتت خرمن زندگیمان رابه آتش کشی وباگرمی خورشید وجودت ،ذرات محبت را در درونمان به طغیان دراوری وباحضورت دربزمی که هر بهار 11فروردین ؛به پامی کنیم به اوجمان رسانی....

 

تولدخالق روزهای بهاریمان مبارک

 PicbaranPicbaran 

 

" خدایا نام تو نهایت امید        تویی که دل گرمم می کنی به فردا "

خدابه فرشتگانش گفت اوراهمراهی کنید،اونیز یکی ازبرترین بندگان من خواهدبود.

واودریک روزبهاری،باچشمانی آسمانی،باقلبی به پاکی برف،لبخندی به زیبایی لاله های سرخ ودلی به سرسبزی بهاربه زمین پاگذاشت.

وجودش برای همه ارزشمندبود؛برای مادری که مهربانیش به بام ملکوت می رفت،برای پدری که گرمی دستانش راهیچ چیزازبین نمیبرد و خواهری که باوجود سن کم دلی به وسعت دریاها داشت.

روزها می گذشت وارزش ومقام اوبالاترمیرفت؛تا آنكه کسی خانه ی دوست رابه اونشان داد؛باهمان آدرس همیشگی:

 

هرجاغزلی بینی وشعرنویی

هرجاکه دلی داردبه بهارنیم نگاهی!

 

واوهنردرک احساس را،هنرهنرمندانه ی خودرادرتئاترآغازکرد.اوکاغذی دیده ازجنس بهاروکتابی که تمام واژهایش ازجنس بلوراست.چیزهایی راتجربه کردکه کسی لمس نکرده!

کم کم پله هایی که به سکوی تجلی میرفت را آغازکرد.شروع این راه به دست آستانه رقم خورد!و این آستانه ی آشنایی مابا آبی ترین آبی هابود.

به واسطه ی اومن وتو،یک به یک باهم جمع شدیم ومادوتاشروع شد.آخرهرهفته روی کاغذی ازجنس بهارمی نوشتیم دیدارویک به یک فاصله هارابرمی داشتیم چون همیشه دل تنگ بودیم!

 

 پسربهاری ما دیگه هفته ای یک بارسلام نمی کرد هرروزباسلام کردن به بهارروزی زیباتررابرای مابه وجودمی اورد.زندگی رسم خوشایندیست امانه همیشه!بعداز 60 روز زیبای بهاری راپشت سرگذاشتن؛روزی آمدکه دیگر آنها تعبیرخوابی نبودندکه برای فردا دیده اند.نبودآنهاکابوسی شدشبانه،حتی عده ای تنهایی ماه راهم لمس کردند.

اما اندکی بعدبادیدنش درمدت زمان کوتاهی دریک چهارشنبه شبه رنگی نظاره گردنیادرکف دستان آسمانیمان شدیم.دستانی که از زمان آشنایی بااوهیچگاه پایین نیامده اندوهمیشه خواستارزیباترین هاوبهترین هابرای اوبودندوهستندوخواهندبود...!

امابازبایدتادل گرماصبرمی کردیم.خدامی داندکه چندشب راباسرودن ترانه ای برای دل گذراندیم تاسرانجام بهترین ترانه اغازشد.نیم شب ها تادوماه فضای لطیف وگرمی داشتیم اماسرانجام پایان یافت.

همه چیز تمام شدفقط خدای اومی دانست که چه قراراست پیش آید.هرروز را باخاطرات طلایی اوپشت سرگذاشتیم،تادراولین روزماه خداموقع افطاردوباره گل بهاررادیدیم.

من ندیدم دوصنوبر دشمن

هرکجابرگی هست شور من می شکفد!

اما من درماه محبوب خدا دیدم که دیروزخیلی هاوفردای آینده چه جوری نم نم بارون چشاش،گونه هاشوخیس کرده.

انتظاربهاررانبایدکشیدکه قهرکرده است!

روزهایی راهم به بومی سپید، به پاکی دلش پناه آوردیم.امازمانی آمدکه دیگر ازسلام های آلبالویی وپرتقالی خبری نشد وهمه فهمیدندکه گره هادارند ازهم باز میشوند،بدون آنکه کسی قادربه انجام کاری باشدواوبدون خداحافظی بوم دل هایمان را بانبودنش سیاه کردورفت...!

زمزمه ی هرشب ماشده بودخواندن ای صمیمی ای دوست وبرایش طلب "خنده ای ازته دل،گریه ای ازسرشوق" رانمودن!  گاهی هم همنشین شدن با باران....

 

می گن حضورهیچ کس درزندگی ما بی معنی نیست وخداوند درهرحضوری رازی راپنهان کرده....! 

درشب میلادضامن آهو دوباره خاطرات زنده شدند!کسی ضامنمان شد تادوباره اوراباصدایی گرفته وچهره ای معصوم ببینیم!

آنقدرتشنه ی دیدارتوام

که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم!

این روزگارخیلی عجیبه!!!درست شب شهادت آن امام بزرگوار رنگ سرسبزی رابه چشم دیدیم؛نمی دونم،شایدکسی فهمید که مادعامی خونیم...!

روزهایی رابادیدن یکی ازبهترین مخلوقات خاکی درزمین آسمانی شدیم.اوخاطره آفرین بزرگی است. کسی که از وصل ارتباطش بااون بالایی حرف می زنه،کسی که شکوفه هایی صورتی رنگ را به ما هدیه کردوگاهی هم با نازکردن گره های آشنایمان راباز کرد.همیشه درنگاهش بهاررادیدیم ودرس بهاری بودن را آموختیم.

مفهوم خواستن توانستن است رافهمیدیم!بی معنی بودن واژه ی غروررادرک کردیم،ویادگرفتیم که هیچگاه هست کننده از نیستی ونیست کننده ازهستی را فراموش نکنیم!

بادیدن هربرنامه بزرگ شدنش رابه چشم دیدیم .گاهی لطیف ترین غم دنیا؛یعنی،دوری را لمس کردیم،گاهی هم تمام ازدست داده هایمان رابدست اوردیم.

فکرکن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچارآبی دریای بیکران باشد!!

وامروز همان روزیست که خدابه اوگفت جایی که میری مردمی داره که دل می  شکنند؛تودل نشکن،غصه نخور و هیچگاه احساس تنهایی نکن...آخه من همیشه باهاتم،نگران نباش!

اون جابود که فرشتگان او راهمراهی کردندواویکی بودیکی نبوداین داستان راآغازکرد.

 

امسال بیستمین سالی است که فرشته های خدا دور هم جمع می شوندومی گن :

اونیز همان برترین بنده ی خداست....

 

تولدش         مبارک

 


باتمام دلبستگی هایم بایدروزی بروم!                                                 

روزی که تمام شبهای مرده ی زندگیم راحتی به خواب هم نمی دیدم 

رفتن از جایی که درهوایش نفس کشیدم                   

عاشق شدم....

وتمام ازدست دادهایمان رابدست اوردم!

رفتن از.......

عاشق دلی شدم به نرمی ولطافت ابرها؛

دلی که وقتی می گرییدومی بارییدوجودتشنه ام راسیراب می کرد....       

 PicbaranPicbaran

 

دلبستگی هامی روند

من می روم تومی روی

گرعاشق دلم شوی

من می روم،تومانده ای

دل راچنین توصیف مکن ؛عاشق ترین عاشقا

درکنج دل راهی بجوی تادر دلم غوغا کنی

غوغای من فریاد نیست؛اشکم بخواه وعاشقی

اشک دلم راتوبخواه،تادردلم غوغاکنی...

دلبستگی ها می روند......

"فرشته"

     

 

حرف شقایق ها

تمنا جون

اگه تو تاکسی ببینمشون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میگم که خیلی بازیت عالیه ! باور کن (باور کن با صدای خودش میگم !)

 

 

سمانه جون

من نمیدونم چی کار میکنم.شاید زبونم بند بیاد.احتمالا بهش میگم داداشی دوووست دارم تولدتم مبارک.

 

مهشید جون

منم بهش میگم خیلی دوست دارم...

 

 

مرجان جون

من از قدر خوشحالی گریه میکنم بعدش هم که از شوک در آمدم میگم دوست دارم زیادتا. 

 

مهسا جون

من اگه بودم خیلی با وقار و سنگین به ایشون سلام میکردم بعد که پیاده شدم میرم یه جایی که هیشکی منون نبینه مثلا w.c عمومی بعد اینقدر ذوق میکردم که حد نداره.

 

 

آیرین جون

من اگه تو تاكسي بشينم ببينم كه محسن بغلم نشسته
اول كه فكر ميكنم توهم زدم يا خوابم البته شايد تو روياهم نشه ديدش
بعد ميزنم تو گوش خودم ببينم واقا بيدارم بعد اگه مطمئن شدم نه بابا بيدارم صد درصد مردم اينجا بهشته
بهشششششششششششششششتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت.....بهش چي ميگم؟؟؟ نمي دونم اگه انساني توي اون لحظه باشه حتما بر ميگرده چشاشو نيگاه ميكنه ميبينه خودشه بعد غش مي كنه...

 

الهام جون

اگه این اتفاق برام بیافته خیلی خوشحال میشم بعد هول میشم و نمی تونم باهاش صحبت کنم.

 

 

مارال جون

 من باهاش صحبت میکنم و میگم یکی از طرفدارای پرو پا قرصشم و آدرس وبم رو هم بهش میدم و..........

 

 

طاهره جون

بهش میگم "I LOVE YOU" و اینکه اصلا باورم نمیشه که از نزدیک دارم می بینمش.اگه هم تو ایران نبود مثلا تو تاکسی آمریکا بود اول بغلش می کردم،بعد اینارو بهش می گفتم.

 

زهره جون

یک دریا شبنم ، یک دشت شقایق ، یک آسمان ستاره تقدیم تو باد داداشی گل . « تولدت مبارک »

 

 

هما جون

بهش میگم شماره کیوانمو بده!

 

 نیلوفر جون

اگه من بودم البته چون این سوال خیلی محاله ولی بازم فرض میکنیم اگه باشه خب سلام می کنم بعدش هم هیچی دیگه... مثل بچه ی ادم میشینم قراره چیکارش کنم؟ 

 

صدف جون

من اگه محسن رو تو تاکسی ببینم خیلیییی تعجب میکنم شایدم قش کنم و بهش میگم آقای افشانی من یکی از طرفداران پر و پاقرص شما هستم و تا آخر عمر هم طرفدارتون خواهم بود. 

 

مهسا جون

زود زود از تاکسی پیاده میشم تا یه وقت جو گیر نشم ابراز احساسات کنم.

 

 

ملینا جون

والا من بار سومم هست که ایشون رو میبینم چون تو صدا سیما چند بار دیدم اگه بازم ببینم نه قش میکنم نه جیغ میزنم نه گریه میکنم نه میخندم فقط در جمله ای کاملا عاشقانه و دوستانه میگویم دوستتون داریم
دقت کردید دوستتون داریییییم.

 

آسمان ها آبی،

پر مرغان صداقت آبی ست

دیده در آینه ی صبح تو را می بیند

از گریبان تو صبح صادق،

می گشاید پر وبال

تو گل سرخ منی

تو گل یاسمنی

تو چنان شبنم پاک سحری؟؟

ـ نه...

از آن پاک تری

تو بهاری؟

ـ نه...

 بهاران از توست...

از تو می گیرد وام

هربهار این همه زیبایی را...

 

چشمه ی آسمان

ميكس آهنگ خالي(كامران هومن)روي عكساي آقا پسر بهاريمون.   

خالی

 

ميكس آهنگ سلام بهار روي عكساي سلام بهار

سلام بهار

 

ميكس آهنگ غريبانه(احسان خواجه اميري)روي عكساي آقا محسن جوون نه نوجوون...

غریبانه

 

يه سري از صحنه هاي قشنگ 12 تا ماه محبوب...

ماه محبوب

 

Picbaran

گل ترین گل بهار، رنگ هاراهمه باهم دارد

رنگ فردادارد، رنگ فیروزه ی ابی دارد

یادسهراب کنیم؛ رنگ پرهای صداقت دارد

 درنخستین بهار ،چون گل از خاک رویید

چون نفس ازآُسمان هاجویید

چون خدادرتن اوروح دمید

دگرازخاک نبود، آسمان درنگهش پیدابود

جنس اومهتاب،

دل اوشاد

ولبش خندان بود

روزوشب درپی هم می رفتند

گل کم ازماه نداشت

کم کمک میوه ی فرداراچیدوبه امروزرسید

ودگرگل نبود ،آسمان دربرداشت

وچنان ابری بود، که اگرمی بارید

سیل اشک پیدابود

یاد ان روز کنیم؛که چه غمگین بارید

یادجویبار جاری شده برگونه ی اوتازه کنیم

که خدا می دانداحساس من وتو دران شب تاریک را

هرچه دیدم وندیدم همین بود

پاک وبی الایش

سبزوعاشق پرور؛

بارالها عمراوسرنرود            

یادروییدنش ازخاطرمان پاک نشود    

روز روییداوهمچنان سبزوبهاری،سرسبزباد!

 

 فرشته

 

 -امروز یک روز ویژه واسه آدمایی که از جنس روزهای بهارین وعاشق این روزها.تمام سعی مااین بود که این آپ هم بوی بهارو به مشام شمابرسونه که نمی دونم چه قدر این قاصد رنگ های صفا وصمیمیت به قولش عمل کرده وشماروبامایکی کرده.

اما هریک از این دل نوشته هاوچشمه هایی که چهره ی بهارو واسه شما به نمایش گذاشتن فقط وفقط کار دستایی بودند که سعی کردن از جنس بهارشند. ماچهارنفر به اضافه ی یه فرشته ی کوچولو که انگار دلش وسیع ترازدل ماهاست همه ی این کاراروبایک نیت انجام دادیم وتمام وجودمونو توی هریک از این نوشته ها ،عکسهاوکلیپها برای شمابه نمایش گذاشتیم واز هیچ آدمی که لذت ما رواز بهارنمی دونه و ادعای بزرگی هم می کنه کمکی نگرفتیم تا بهارنوجونیمون خراب نشه.

اینها همه زاییده ی ذهن نوجونایی هستند که کم کم دارن بهاروحس می کنند.

 

 

کلام اخر:

کارمانیست شناسایی راز گل سرخ

کارماشایداین است که

درافسون گل سرخ شناورباشیم.

شایدهم...

کارمااین است که

میان گل نیلوفروقرن

پی آواز حقیقت برویم.......

 

فرشته،نفیسه،سحر،فاطی وامینه

 

 

پیش کشی برای بهترین بهترینهای

روزهای بهاری!!            

Picbaran

پ.ن۱: عدد تولد آق محسن 3 هست...حالا  مي تونيد ويژگي هاي مربوط به عدد 3 رو با شخصيت آق محسن تطبيق بديد 

3: قلب تپنده زندگی : " سه " ها ایده آلیست هستند،بسیار فعال ، اجتماعی ، جذاب ، رمانتیک و بسیار بردبار و پر تحمل. خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یادبگیرند که دنیا را از دید واقع گرایانه تری هم ببینند.

عدد تولد اين جوري به دست مياد:

3=2+1=12=0+8+3+1=1380=1368+1+11

 

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت0:1توسط ما چند نفر | |



***سلام سلام***

 

چه طورین شما؟؟؟حال و احوالتون چه طوره؟؟؟

منتظر عیدین دیگه...مشخصه...آخ چی می شد زود تر این مدرسه ها تموم می شد تعطیلیا شروع می شد...

و....همون جور که میدونین تولدشازده پسر ما نزدیکه...دیگه چیزی نمونده که آق محسنمون ۲۰ سالههههههههههههه بشه....

از همین حالا بگم که واسه تولد داداش خانمون سورپرایزای جالبی داریم...خب ما از خیلی وقت پیش تصمیم داشتیم که وقتی نزدیکای تولد محسن شد شما حرفا و جمله های قشنگتون واسه ما بفرستین که ما از طرفتون بزاریمشون توی وب ولی الان همه ی بچه های دیگم که وب دارن همین کار کردن...پس ما از شما می خوایم که به یه سوال جواب بدین:

(( اگر توی یه تاکسی بشینین و یکهو ببینید که...که محسن بغلتون نشسته...احساستون بگین؟؟چی کار می کنین؟؟اولین چیزی که بهش میگین چیه؟ ؟))

راستی تبریک تولدم بگینا...

جوابتون رو واسمون به صورت نظر خصوصی بزارین تا روز تولد آق محسن توی آپ ویژمون بزاریمشون....پیشاپیش ممنون

   PicbaranPicbaran

Picbaran

Picbaran

 

   PicbaranPicbaran

جــــمـــــلــــــه مــــــن عـــــاشـــقـــــم

  ایــــــن روزا تــکــــــــراری شـــــــده   

   یـــــــه بـــــهـــــونـــــــه واســــــــــه ی 

گــــــذار بــــیـــــکـــــــــاری شــــــده

      عـــاشــقــــی گـــم شــده و عشق دیگـه       

اون هــــویـــت قـــدیــــم  رو نــــداره

فـــکـــــر نــکــــن کـــــه عــــاشـــقی

یــک لـــحـــــظــــه خـــیـــره شــــدنه  

روز و شــــب نـــــــــالــــــیـــــــــدنه

زود یــــا دیـــــــر خــــــوابــــیـــــدنه

رنگ و زیــبـــایی ملاک عشق نیست  

عشقی کــه از رنـگ و زیـبـــایی بیاد

    اون عشق نــیــست یـــه نسیم گذرونه      

عــــــــاشـــــقــــی ســـــــــوز درونه

عـــــشــق مثـــل پــر پـــروانـه لطیفه  

  مـــثــــــل شـبــــنـــــــم پــــــر پــــاکی  

 مــثـــــل دریـــایـــــی  وســیـــــــــــع  

ســـر بــــــه زیـــــــر و بـــی دریـــغ

 خـیــلـیـــا فـکـــر میـکـنـن که عاشقی

گــفـتــــن جــــمــلـــه دوسـتــــت دارمه

هر کــی رو که دیـدن آب و رنگ داره

زود میگن اون خودشه اون یـــارمــه

دلـــدارمـــه ، نــــور مــاه تــارمـــــه

اون عشق نــیــست یـــه نسیم گذرونه   

عــــــــاشـــــقــــی ســـــــــوز درونه

   PicbaranPicbaran

آبی و آفتابی باشید

**فاطی**

Picbaran

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت16:51توسط فاطی | |



سلام سلام سلام سلام...چطورین شما...؟؟؟

یه عکس هست از وبلاگ تبسم و پارمیدا...که هیچگونه تغییری درعکس ایجاد نکردن از جمله واترمارک!!!

و از دوستانی هم که این عکس رو برمیدارن درخواست کردن که ویرایشی درعکس صورت ندن وبه اصطلاح اون رو

 به اسم خودشون تموم نکنن....!!!


 

***

و....

مجله ی همشهری جوان در ویژه نامه ای که به مناسبت آغاز پنجمین سالگرد چاپش منتشر کرده بود یک گزارش آماری در رابطه با تصاویر رو جلدی که منجر به تضمین فروش بالای مجله در طی یک سال اخیر شده بودند نوشته بود که شماره ی ۱۷۷ مجله که از عکس محسن و سیاوش برای جلد استفاده کرده بودند رتبه ی چهارم رو به دست آورد. خود محسن و سیاوش هم خیلی کوتاه در مورد تصویری که روی جلد ازشون کار شده بود صحبت کرده بودند...

محسن افشانی: چند باری همشهری جوان را در دفاتر دوستانم و جاهای مختلف دیده بودم اما هیچوقت خواننده ی حرفه ای آن نبودم٬ پس از مصاحبه ای که با مجله داشتم بیشتر آن را شناختم.عکسی را که از من و سیاوش روی جلد کار شد خیلی دوست داشتم٬ مخصوصا سایه ای که پشت سر ما طراحی کرده بودند و ما به هم تیر میزدیم!

سیاوش خیرابی: با مجله ی همشهری جوان آشنایی داشتم و وقتی برای گفتگو آمدند قبول کردم٬ عکسی را که از من روی جلد کار شد خیلی دوست نداشتم چون به ما گفته بودند در سایز مدیوم کار میشود اما عکس عمودی بود و کفش های خاکی ما هم مشخص شده بود ولی چون مدل روی جلد همشهری جوان بود سنگین و بانمک شده بود.

اینم طرح جلد مجله...



 (البته بازم با تشکر از تبسم و پارمیدای عزیز...)

***

 

...

بازکن پنجره را

من تورا خواهم برد

به سر رود خروشان حیات،

آب این رود به سرچشمه نمیگردد بازِِ،

بهتر آن است که غفلت نکنیم از آغاز.

باز کن پنجره را...!

صبح دمید...

¤ س.ح.ر ¤

 


این عکسم از وب ساناز جون هستش...(حتما بهش سربزنین...عکسای قشنگی داره...!!)

مربوط به ۸ شهریور که محسن رفته بود بیرجند...!!!



 

 ***

 

اینم یه عکس از وبلاگ تبسم و پارمیدای عزیز...!!!

 
 

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت20:8توسط ما چند نفر | |



 سلام...خوبین؟؟؟

چه خبرا؟؟چی کار می کنین با کارنامه ها ونمرات درخشان....!!! کارنامه های مارو که فردا میدن...چه روز خجسته ای باشه فردا.....!!!

***

اومدم بگم که نتایج نظر سنجی شبکه ی جام جم رو اعلام کردن....

برای بهترین سریال ترانه مادری شناخته شده....بهترین بازیگرمرد دانیال حکیمی وبهترین بازیگر زن سریال فاطمه گودرزی انتخاب شدن...به قول تبسم و پارمیدا معلوم نیست این همه رای به محسن افشانی کجا رفت....؟؟؟

(باز جای شکرش باقیه که لااقل بوم سفید واسه بهترین برنامه ی کودک ونوجوان انتخاب شده....یه تسلیت هم باید به مجری های بوم سفید بگیم....!!!چون می بینین که بهترین مجری برنامه های نوجوان امیرعباس حاجی عبداللهی شناخته شده....)

***

حالا خبردوم...که اینم چندان خبرخوبی نیست...

محسن چند شب پیش توی شبکه ی جام جم برنامه ی "۳۰ تا ۳۰ " که یه برنامه ی گفتگو محورهست راجع به دهه ی فجر حضور داشته...که ما ندیدیم...!!

ولی تبسم و پارمیدای عزیز لطف کردن چند تا عکس از این برنامه گذاشتن...

***






 

***

عشق او همچون خود طبیعت آرام بخش است.

برای آدم هیچ معیاری تعیین نمیکند،

هیچ چیز را برای آدم انتخاب نمیکند،

به سادگی حقیقت وجود آدم را می پذیرد،

درست مثل طبیعت...

من حقیقی هستم،

اونیز....

این دو حقیقت یکدیگر را دوست دارند...

همین...!

***سحر***

 


 حالا بعد از این خبرا،یه خبر بسی مسرت بخش هم بشنوین....

 

به گفته ی تبسم وپارمیدا:

"محسن افشانی به عنوان "مجری" در یکی از برنامه های تولیدی درگروه کودک و نوجوان شبکه ی جام جم حضور

 پیدا کرده٬ برنامه در حال حاضر آخرین روزهای ضبطش رو طی میکنه (یعنی برنامه به صورت زنده پخش نمیشه) و

اوایل سال آینده(یعنی بعد از ایام نوروز...) از شبکه ی جام جم پخش میشه."

به هر حال...تبریک میگیم...!!!

امیدواریم که محسن در این برنامه هم موفق باشه...

 

*** سحر ***

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت15:57توسط ما چند نفر | |



سلام...
شما درساتونو بخونین اصلا نباید بیاین نت...باشه؟؟؟آفرین دخترای گل...برین به درس و مقشاون برسین چی کارتون به نت؟؟؟؟...بله دیگه الان متنبه شدین...خدا رو شکر...
ماه محرمم به همتون تسلیت می گم...
خب؟؟؟؟...چلچله یه چیزی واسه این شازده پسر ما نوشته محشره...من که این نوشتشو خیلی دوست دارم...
همتون شعر نشانی رو خوندین یه بار دیگم بخونینش...آخه ربط داره به نوشته ی چلچله...


خانه ی دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار ..
آسمان مکثی کرد..
رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید..
وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت..
نرسیده به درخت..
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است...
و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است...
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می آرد..
پس به سمت گل تنهایی می پیچی..
دو قدم مانده به گل..
پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی..
و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد..
در صمیمیت سیال فضا،خش خشی می شنوی ..
کودکی می بینی ..
رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور..
واز او می پرسی..
خانه ی دوست کجاست؟..


خب حالا بریم سر شاهکار چلچله...

محسن جان بیاد آور آن روزی را که مظلومانه گریستی و هر قطره ی اشک تو هزاران چشم را ابری کرد...این همدلی از کجا سرچشمه می گیرد آیا از زیبارویی و چشم های آبی و شهرتت؟؟؟شاید از آن هزار چشم باران آلود هزار و یک چشم به خاطر مادیات آن گونه گریستند..؟؟اما هستند معدود چشم هایی که آبی نیستند و آب آبی اشکهایشان از صداقت دلشان سرچشمه می گیرد و در آن روز آنقدر گریه کردند که از آن لولوهای گران بها بر قلبشان سیلی آمد که سد بغض را در گلویشان شکست...
به خاطر بیاور آن روزی را که همه از صداقت و یک رنگیت سخن می گفتند آیا  واقعا صداقت چشم هایت از صداقت قلبت است؟؟؟؟
محسن جان بدان که هنوز این برایم به اثبات نرسیده ولی به امید آن روز که ببینم سوسوی رنگ آبی دلت به عرش رسیده...

خوشگل بود دیگه؟؟؟

من برم دیگه...با آرزوی بیستای گنده گنده برای شما....


دلم احساس غم دارد
در اين انبوه ويراني
كمي تا قسمتي ابري
و شايد باز باراني

آبی و آفتابی باشید
ف  ا  ط  ی


نگین زهرا جون یا آدرس میلت بزار یا نظر معمولی بزار...


Picbaran

+نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت23:42توسط فاطی | |



سلام ناناسیای من خوفین

عیدتون مبارک……

دیشب مسابقه ی 101رودیدین..محسن بودهاااااالبته فقط 2دوقه که اصلا حرف هم نزد!خداخیربده به نفسه ی گل خودم که خبرم کرد...!!

بازم نگاش کنین به امید..................

امروزم که داخل ویژه برنامه بودوخبرازکار بااقای فخیم زاده درنقش جسد!خدایش هیچ وقت لو نمی ده هاا..!!

بچه ها محسن سه شب برنامه داره جیرفت وایییییی اخه چی می شد این مصطفی زمانی رومی فرستادن اونجا محسنومی اوردن اینجا؟حالادیگه!!!!!!!!!

پیام نماهم شبکه ی دوصفحه ی 450 فک کنم مصاحبه ای گذاشته باسیاوش!من شانسی دیدم.....

پیشاپیش تولدشم تبریک می گم....تولدش مبارک

بچه ها ببخشیدکامیم داغون شده وبه زوراپ کردم...اگه نتونستم سربزنم ببخشد.......

4روزم عشق حال صفاسیتی..به به…

یلداهم که درپیشه.!واقعا به به…

1دیم که امتحانات ترم.خوش می گذره باورکن!!!!!

اینام ابتکارین!!!!!!

 

توی این دلم چندتاغم است

فکرمی کنم سیب ادم است

فکر های من نیستن عجیب

غصه می خورم من برای سیب

سیب راهمه :

پوست می کنند

نصف می کنند

گازمی زنند

سیب شان همه می شود تباه

یک نفرنگفت سیب جان سلام

ناصرکشاورز

 

خب

 من رفتم ولی دوباره برمی گردم

دوسسسسسسسسسسستون دارم

امینه

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت12:0توسط ما چند نفر | |



سلام........

«حسين ياري»‌ بازيگر اصلي سريال «حادثه در بزرگراه»

خبرگزاري فارس: «حسين ياري» به عنوان بازيگر اصلي مجموعه «حادثه در بزرگراه» به كارگرداني «آرش معيريان» انتخاب شد.

«محمدرضا شفيعي» كه تهيه كنندگي مجموعه تلويزيوني «حادثه در بزرگراه» را بر عهده دارد، با بيان اين مطلب در گفـت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: تا به حال «حسين ياري» و «مهدي اميني‌خواه» براي حضور در سريال «حادثه در بزرگراه» انتخاب شده‌اند و هنوز كار انتخاب بازيگران به پايان نرسيده است.
وي با بيان اينكه در حال حاضر در مرحله پيش توليد قرار داريم و اوايل آذر كار تصويربرداري را آغاز خواهيم كرد، اظهار داشت:اين سريال اكشن است و در 20 قسمت 50 دقيقه‌اي تصاوير و صحنه‌هاي پليسي را به تصوير مي‌كشد.
بنابراين گزارش، سريال «حادثه در بزرگراه» نسخه ايراني سريال «هشدار براي كبرا11» به شمار مي‌رود و به تهيه كنندگي «محمد رضا شفيعي» با مشاركت معاونت اجتماعي ناجا ساخته خواهد شد و از شبكه سه سيما به روي آنتن خواهد رفت.


فيلمنامه اين سريال توسط «سارا خسروآبادي» و «حسين تراب‌نژاد» نوشته شده و به صورت اپيزوديك ساخته خواهد شد و هر قسمت آن به يكي از موضوعات و حوادثي كه در تهران مي‌گذرد، مي‌پردازد.

داخل وب پارمیداجون وتبسم هم گفته شده که محسن نقش پسرحسین یاری "حسام"روبازی می کنه.
برین مصاحبه ی وبشونم بخونین.........


اینم عکسای چشم اندار که از وب سارینازجونی برداشتم

بهش سربزنید.

 

 

 

 

 

من رفتم ولی دوباره برمی گردم

دوستون دارم

امینه

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت19:35توسط ما چند نفر | |



سلام

سلام

سلام

سه تا سلام گنده از طرف ما سه تا به همتون....

ما سه تا یعنی فاطی و امینه و سحر...

واسه اولین بار نشستیم یه جا داریم با هم آپ می کنیم...

اینجا پژوهشکده میباشد و ما به حساب داریم تحقیییییییییییییق می کنیم....

 

بچه ها ببخشد که این روزا نیستیم ....من از نت محرومم دیگه هم بهم نمیدن....پس ببخشد که جوابتون نمیدم...امینه نتش قطع بود...سحرم که درس داره !!!!!!!

خب دیگه الان از اینجا پرتمون می کنن بیرون...

میترسم اینجا یه وب فراموش شده بشه....ولی میدونم که نمیشه آخه اینجا عشق هممونه...

 

فاطی:

چرا دستای عاشقت رنگ تابستون نمیشه

وقتی که نیستم اون چشات خونه ی بارون نمیشه

 

سحر خانم:

من در این جلگه خوشم تو در آن اوج که هستی خوش باش...

من به عشق تو خوشم تو به عشق هرکه هستی خوش باش...

 

امینه :

حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست...

خداوند در هر حضوری رازی نهان کرده برای کمال ما...

خوش ان روزی که دریابیم راز این حضور را...

 

میریم ولی برمیگردیم

من هنوز هستم ها...امینه

دوستون داریم یه دنیا.........................

 

آبی و آفتابی باشید

فاطی امینه سحر

+نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت16:16توسط فاطی | |



الهی بمیرم سیاه پوشت کنم                  نه انکه بمانم فراموشت کنم

الهی فداتون بشم دلم واستون خیلی تنگیده بود

این شعرم گفتم که بدونین فراموشتون نکردم!!!!!!

ببخشیداگه یکم که نه خیلی بی معرفت بازی دراوردم.واقعا شرمنده ام!!

اخه نمی تونستم بیام نت

اینترنت پریده بود.نمی دونم تاکجا دویده بود اما باورکن که پریده بود!

توروخدااگه کسی عکسی مطلب جدیدی داره بگه منم برم ببینم....

خب جیگرای ناناس

این عکسم که همه دیدن نه؟؟؟؟

 

 

اینام ازوب ساراجونه.بهتون توصیه می کنم برین تووبش چون عکس جدیدخیلی میاره.مخصوص ازسیاوش.

 

 وای این عکسه منوکشته

بروبچ جیگر بازم ببخشید.

دیروزم مارفتیم بافاطی کلا بروبچ بیرون جاتون خالی اینقده فازداد...ساعت 5.30هواتاریک اهنگم گذاشته بودن بروبچ اونم ازنوع غمگین . کلا زنده شدن خاطرات...خودمونوتخله کردیم اومدیم.جاتون بازم خالی مخصوص جای سحر...اخه نبود!!!خیلی خیلی فازداد..اون هفته هم که مارفتیم مدرسه ی فاطی اینا بعدشم رفتیم  بیرون بااین تفاوت که اون دفعه محیط کاملا شادبود.

 

نبودی بی تو تنهاگریه کردم

تورادیدم وخندان گریه کردم

برای اینکه اشکهایم نبینی

نشستم زیرباران گریه کردم

 

خوب دیگه بریم ما.....برای بارسوم

بازم ببخشید....................

 

اگرسهم من ازاین همه ستاره

فقط سوسوی غریبی است...

غمی نیست!              

همین انتظاررسیدن شب برایم کافیست !

"  فروغ فرخزاد "

من رفتم ولی دوباره برمی گردم

دوسسسسستون دارم

فعلا

امینه

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت19:6توسط ما چند نفر | |



سلام...

من دوباره اومدم...بازم با عکس...شاید تکراری باشن ولی یه کم تغییرشون دادم...

 

اینم دوتا عکس از ترانه مادری...

Tinypic Tinypic

 

همینا دیگه...

سحر

 

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت18:32توسط ما چند نفر | |



 

Tinypicسلام...

آخ که من الان چه قدر خوابم میاد...ولی گفتم تا آپ نکنم نمیرم بخوابم...

خب شما چه خبر..خوبین ؟؟؟خوشین؟؟؟سلامتین؟؟؟درسا سلام میرسوننا....آقا جون من درساتونو بخونین مثل من توی نت ولگردی نکنینا...

وای که من چه قدر بدشانسم...من امسال واسه اولین بار محموله ی قاچاق بردم مدرسه..حالا چی قاچاق کرده بود ....عکسای محسن قاچاق کرده بودم...عکسا تو فلش بودن و امروزم کامپیوتر داشتیم...من می خواستم عکسا رو توی کامپیوتر به بچه ها نشون بدم...بدو بدو رفتم تو کلاس و فلش  برداشتم و رفتم ....فلش زدم توی کیس و اومد بالا داشتم میرفتم توی عکسا که دیدم لای در باز شد و معلمون اومد توی...واقعا یعنی چی می شد او دیر تر میومد یا من فلش زودتر میبردم...     

                      Tinypic

دانلودیا...

تقدیر از عوامل ترانه ی ماری که یادتون هست...صحنه هایی از  تقدیر از ترانه ی مادری که محسن توش هست....

کلیک کنید

 

پویا رفته بود بیمارستان که فرخنده رو ببینه و از پشت شیشه گریه میکرد

کلیک کنید

                    

اون صحنه ای از ترانه ی مادری که پویاو بهرام تو یه اتاق خوابیده بودن و مادر جون اومد بالای سرشون پول گذاشت

کلیک کنید

                      Tinypic

            

 آ‌بی وآفتابی باشیTinypic**فاطی**

 

                    Tinypic    

+نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت0:5توسط ما چند نفر | |



شیلام

خانومیا.خوفین.؟؟؟؟؟

من اومدم باچندتامطلب جدید.....

خب من اینقدبه فرشته گیر دادم که به مخش فشاراوردویک شعر خوشمل دروصف محسن  گفت..

بادقت بخونینش......من که خوشم اومدشمارونمی دونم......بااجازه یه جیگرم فاطی(یه کم تقلید..........جیگرت....)

 

توهستی آن که من دیدم درونش

بدیدم عشق رااندزخونش

بدیدم ابی جفت نگاهت

بدیدم اسمانیس عشق نابت

 

من اندرآسمانت ابرهستم

من اندرآن نگاهت غرق هستم

بدان گونه که گرگریدنگاهت

ببارداین دوچشم بسیاربرایت

 

نمی خواهم بگویم عاشقم من

نمی خواهم کنم اغراق نیزمن

ولیکن مهرت من بدیدم

دران ماندم هنوز ای نازنینم

 

دهم پندی تورا گرچه صغیرم

نذارگردی زپیشش خواربهترینم

بمانی همچنان لبخندبرلب

بگویم این دعا هرروزبارب....

 

** فرشته **

تخلص فعلاچلچله

 

بچه ها جونی این بیت اخری رو فرشته طنزم گفته:

بمانی همچنان لبخندبرلب

نکن از باد شهرت یک دفعه تب

ان شاالله که نمیشه این شکلی......وهمه می دونیم که چی؟؟؟؟؟که این شکلی نیس!!

فاطی منم خارجی بلدوم.!!!

ببین چه شعرخارجی گفته فیشته جونی.......

به قول خودش دلت بسوزه.....

فرشته خانومیه ماتمامشوبافکر گفته ومعنی داراگه یه کم توش فک کنین می فهمین!!!!!!تازه اینوسرکلاس تحقیق وپژوهش برای معلممونم خوندوگفت درخواستیه وواسه محسن افشانیه(وای که چه همه من سوتی دادم سرکلاس این خانوم..فک کنم فهمیده.....)هنوز ویرایش نشده واسمیم نداره..متاسفانه ولی دراولین فرصت.........درست میشه!!

 

خوب همه که از کنسرت حمیدخندان وحضور سیاوش ومحسن خبردارین دیگه....دوتاازعکساروواستوگذاشتم باقیشم ببینددیگه....

 

 

 

اینم حتمامی دونین که محسن وسیاوش رفتن اصفهان....اون مصاحبه روهم که خوندیدن دیگه.....منتظر فیلم ضامن باشد.حالا واسه اونایی که عکساروندیدن(که مطمئنم که همه دیدن)

اینم عکساش..................

 

 

 

 

عکسامال وب بهنوش جونی وتبسم  وپارمیداجونه..البته یکی روخودم باکلی زحمت پیداکردم اخه نمی خواستم اسمی روعکساباشه......

 خب اینم ازاین

من رفتم ولی دوباره برمی گردم

دووووستون دارم

امینه

+نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت19:23توسط ما چند نفر | |



اخ سلام

داشتم میمردم.............انگاریه چیزی تواین گلوم گیرکرده باشه...........

درحال مرگ بودم.........

ازبس که اپ نکردم

خوفین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بله دیگه ازماخبری نیس خوفین دیگه!!!!!!!!

الهی دلم واقعاتنگ شده بودواستون.......البته یکی از عواملی که اپ کردم سانازجونیم بود.الهی امینه فداش بشه.گله!!!کل بروبچ طرفدارمحسن گلن(خودمم میشم یانه؟؟)

مدرسه هم که دیگه جای سوال نداره گندترازپیش..............

پارسال اسیرقلم چی بودم امسال اسیرگزینه ی دو..........به همه گفتم چون ترانه ی مادری ازشبکه ی سه پخش می شد من گزینه دومیدم...این جزدروغهای سال شناخته شده هااااااا.....میدونین که شبکه سه وگزینه دو به هم وابستن.........تازه خانوم مدیر روانپزشکمونم درصداوترازمونونگاه میکنه واگه خدایی نکرده پایین باشه.......اخراج....

 ولی مدیرماهی داریم همه ازش حساب میبرن اصلاخشن نیس ها به خاطراحترامش همه این جورین .ماه بخدا! خیلی دوسش دارم سال دیگه نمی دونم چه شکلی بایدازش دل بکنم... تازه به سال اولیا مخصوصوص به فرشته می گه یاردبستانی من...جالبش اینکه فرشته هم میگه بامنوهمراه منی.........ماجراداریم ما اونجا......

وای من پی بردم که فقط می رم ریاضی............ازادبیات وزبان فارسی متنفرم اه چه درس گندیه.........اززیستم بدم میاد............باوجودخواهرگرام که همش جونورمیگره وازشون تعریفم میکنه عمرابرم تجربی..خانوم تشریف بردن اردو تاازاین حشره مشره هابگیرن..کل فامیل دارن حشره میگیرن واسه خانومی.....گیاه پزشکیم رشته ای واسه خودش.........

ولی فقط معماری!!!

خب خیلی فک زدم اگه توپستانگاه کنین می بینین که اصلا ازمن پستی نیش....

اخ دیشب فیلمودیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من که محسن رو بااین علی طباطبایی ومهدی سلوکی عمراعوض کنم...(بااینکه قبلا خیلی ازش خوشم میومد)

جای محسنم توتلویزیون خیلی خالیه هااااااااااقشنگ حس می کنم جای خالیشو....

ان شاالله به زودی بیاد

این عکساهم از وب

سمانه جون جونی وناناسی خودمه.....

یه سربه وبش بزنین مطمئن باشین چیزی ازدس نمیدین.

 

...................

اینام از وب عمو باربدجونمه.........

 

 

 

 

ای جان

خب دیگه بایدبرم

اینم تقدیم به شماخودم خیلی دوسش دارم.شعرمال فرشته اس...یه همکلاسی!!!!

 

یک نفر هست چون چلچله ها

روزوشب شیفته ی پروازست

پشت چشمش چمنی از احساس

توی دستش سبدی اوازاست

یک نفرهست که ازراهی دور

سبزوپیوسته مرامی خواند

گاه گاهی زخودم می پرسم

ازکجانام مرامیداند؟؟!

 

من رفتم ولی دوباره برمیگردم

دوووووووووووووووووووووووووووستون دارم

امینه


سلام...

ببخشید امینه جون...

می خوام یه خبر مهم رو بدم...نمی دونم این رو کی می بینین ولی من میگم....

از فردا عصر(فردا=یکشنبه) بوم سفید ساعت ۳:۳۰بعداز ظهر پخش میشه....تنها این هفته نه از این به بعد این جوریه دیگه...گفتم بدونین اگه نمی دونین...امشب توی بوم سفید گفتن...ساعت شبم همون ساعت ۹ فعلا...البته گفتن که ساعت اونم تغییر می کنه در آینده....

راستی یه نظر سنجی تو وب بوم سفید هست راجع به ساعت پخش برنامه...می تونین شرکت کنین...

بعد...همینا دیگه...

سحر

  

 

+نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت12:16توسط ما چند نفر | |



 

       سلام

 

رنگ موهاش شرابیه

دو تا چشماش آبیه

اسمش محسن(mohseno)

فامیلش افشانیه

 

جدید ترین سروده ی لی لی جان ....لی لی گفتش:لی لی جون دوباره زور زده یه قطعه شعر از خودش در وکرده...

واقعا این شعره یه دفعه ای اومد....

زنگ آخر بود مباحثه ی عربی داشتیم....بچه ها در مورد هر چیزی مباحثه می کردن الا عربی...من داشتم اسم آهنگای کامران هومن واسه لی لی مینوشتم...از هر کدوم یه تیکه رو می خوندم...رسیدم به آهنگ دوست داشتنی...گفتم رنگ موهاش شرابیه لی لی گفت دو تا چشماش آبیه و تا آخر شعر رفت...

به به دو روز تعطیله...می تونین هر کاری که عشقتون می کشه بکنین...

خسته شدین این قدر درس خوندین...نه؟؟؟مثلا دارین درس می خونین ولی فکرتون کجاها که پر نمی کشه...حال میده معلمه داره وسط کلاس جون میده یه چیزی رو حالی  ما بکنه من دارم تو هپروت واسه خودم می چرخم.....

دیروزعصر بخیر بچه ها رو دیدین؟؟؟دیدین کیوان چی گفت؟؟؟اگه ندیدین خودم می گم چی گفت...من داشتم یکی از عکسای محسن از توی مجله ی خانواده در میووردم که بزارم توی کیف پولم...عصر بخیر بچه هارم نگا می کردم...کیوان: مجری نباید بگه دقه یا هوآپیما....من یه دوستی دارم میگه هوآپیما...البته این دوستم مجریه خیلی خوبیه...چشمای روشنی داره...

آی حال کردم آی حال کردم...

                   

چند تا دانلودی....

پویا رفت خونه ی بهرام اینا....

تیکه تیکست

 کلیک کنید

 کلیک کنید

 کلیک کیند

 کلیک کنید

 

شب سوم ماه محبوب مهمونشون خانم کاویان پور بود....خانم کاویان پور از محسن تعریف کرد محسنم خجالت کشید...

  کلیک کنید

 

خوش بگذره...

آبی و آفتابی باشید**فاطی**

 

                   Tinypic

   Tinypic     Tinypic

+نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت8:41توسط ما چند نفر | |



 

Tinypic

سلام

از قدیم گفتن پنجشنبه و جمعه روز آپ کردنه...ما نیز چون می خواهیم به این سنت حسنه عمل کینم آپ می کنیم....

اول این شعر داشته باشین که سروده ی لی لی جونه ..شعر نویی است بس زیبا..

 

به خاطر افشانی.......دخترا شدن روانی

ماجرا از وقتی بود

که ما دو تا شروع شد

یه پسر چش آبی 

غلغله ای به پا شد

چند روزی بود که همه

از محسنه می گفتن

یکی می گفت عینکش

وای که دورش بگردم

بعد از اون سلام بهار

داشت انگار مهره ی مار

وقتی از تلویزیون

تبلیغ فیلم پخش می کرد

توی دل هر کسی

غوغایی به پا می کرد

طرف کت و شلواری

تو  ترانه مادری

وقتی که فیلم شروع شد

دیدن که اون تنها نیست

یه آدم خوش تیپ که

نمره ش بود بیست بیست

تو فیلم اسمش بهرام بود

خوش تیپ تر از پویا بود

چند روزی بود که اونم

ورد زبونشون شد

خلاصه فیلم تموم شد

ماه محبوب شروع شد

یه چند روزی محسنه

مجری برنامه شد

وقتی گذشت یه چند روز

پرتش کردن به بیرون

عجب ضد حالی بود

 یه ضد حال ناجور

چند نفری طرفدا

پیدا کرد اون چش آبی

اما بیشتر مردم می گفتن سیا خیرابی

یه روز فاطی به من گفت

کدوم یکی بهتره

مونده بودم چی بگم

کدومو بگم بهتره

خوب که فکرامو کردم

نتیجه گیری کردم

می گم به لج فاطی

 سیاوش خیرابی

 

غرض ورزی های لی لی کاملا مشخص بود دیگه؟؟؟؟؟؟؟

خب چه خبر از مدرسه؟؟؟....روزا توی کلاس یه جور شکنجه میشم شبام خواب مدرسه میبینم... شبم ولم نمی کنن...

چند تا دانلودی........

پویا رفته بود واسه ماشین نغمه آینه بخره

کلیک کنید

 

پویا می خواست بره از نغمه واسه شکستن آینه ی ماشینش معذرت بخواد ولی نغمه بهش محل نذاشت....

کلیک کنید

 

پویا به نغمه گفت می خوام باهاتون ازدواج کنم و نغمه حالشو گرفت پویام مثل این شکست عشقی خورده ها رفت توی خیابونا چرخید...

کلیک کنید

 

بعد از این که بهرام آینه ی ماشین نغمه رو شکست شبش پویا و بهرام پیش هم خوابیدن و پویا به بهرام گفتش که کار بدی کردی آینه رو شکستی....

کلیک کنید

 

پویا واسه نغمه یه گل خریده بود مثل این توهمیا گل رو نگا میکرد بعدشم کلا رفت تو عالم هپروت....

 کلیک کنید

 

تیکه های ماه محبوب شب دوازدهم قبل از اخبار ورزشی....

کلیک کنید

کلیک کنید

کلیک کنید

کلیک کنید

 

این سایتی که من فایلا رو باهاش آپلود می کنم کاربر زیاد داره و ترافیکشم زیاده واسه همین هر چند وقت یه بار یه سری از فابلا رو غیر قابل دانلود می کنه تا ترافیک بیاد پایین و دوباره فعالشون کنه ممکنه شما الان بیاین دانلود نشن ولی 10 دقیقه یا دوساعت یا یه روز دیگه بیاین درست شده باشن...

واقعا چرا همش یه ساعت مونده به مرد مجهول فیلم سینمایی رو عوض می کنن ؟؟؟؟؟؟؟ این صدا و سیماییا رسما تعطیلن....

 

عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی،

دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی،

غذا نیست که بهش ناخونک بزنی،

رفیق نیست که بهش کلک بزنی

عشق مقدسه , باید جلوش زانو بزنی !!

 

خوش بگذره...

آبی و آفتابی باشیدTinypic**فاطی**

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت17:39توسط ما چند نفر | |



                                  

                Tinypic

     سلام

جمعه است همه پای نت...خوش بگذره...

خب همون طوری که می دونین اولین جشنواره ی کودک و ایمنی و حمل و نقل که پخش زنده ی رادیویی داره با اجرای محسن و فاطیما بهارمست از ۱۶ تا ۲۳ مهر ادامه داره...بچه های تهرانی می تونن برن میدان پونک خیابان میرزا بابائی خیابان عدل شمالی پارک آموزش ترافیک و محسن از نزدیک زیارت کنن و بچه های غیر تهرانیم می تونن ساعت ۵ تا ۶ عصر رادیو سلامت موج fm103/9 برنامه رو گوش کنن...

عکسای فاطیما و محسن(از وب رسمی فاطیما)

عکسا بزرگن باید بازشون کنین....

                    Tinypic     Tinypic

 

دانلود چند تا تیکه از ترانه ی مادری....با دوربین فیلم گرفتم کیفیتشون خیلی جالب نیست...

چند تا اخم خوشگل از محسن و یه خنده ی باحال...

کلیک کنید

 

پویا از بهرام می پرسه تا حالا عاشق شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کلیک کنید

 

مادر جون به پویا و بهرام میگه ایشالا دامادیتون....

کلیک کنید

 

بهرام شب اومده بود پیش پویا بمونه و زد زیر گریه و پویام اشکش در اومد و همدیگه رو بغل کردن....قسمت پنجم بود...

کلیک کنید

 

استاد دانشگاهشون یه سوال پرسید پویا جواب داد....من برام سواله دانشگاه اینا فقط یه استاد داشت....

کلیک کنید

 

چند تا صحنه ی کوچیک ولی قشنگ....

کلیک کنید

 

رادیو سلامت و مرد مجهول یادتون نره

پ ن:

واقعا لطف کردن که مرد مجهول نشون ندادن...خب چرا وقتشو عوض کردن....رادیو سلامتم که فقط واسه تهرانه و شهرستا نمی گیرنش یعنی رسما ما غیر تهرانیا بریم بمیریم دیگه....نه از نزدیک ببینیم نه صداشونو بشنویم....مرد مجهول دوشنبه ساعت ۸:۴۵ عصر نشون میده....

آبی و آفتابی باشیدTinypic**فاطی**

 

+نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت7:34توسط ما چند نفر | |



                                     TinypicسلامTinypic

یه تیکه هایی از آخرین ماه محبوب و جشن گلریزان با حضور مستر افشانی عزیز براتون انتخاب کردم....

جشن گلریزان

محسن میگه که وقتی علی صادقی میخنده چه شکلی میشه...

Tinypicکلیک کنید

 

محسن درباره کار جدیدش میگه...هیچی لو نمیده

Tinypicکلیک کنبد

 

محسن خان سلام و احول پرسی می کنن

Tinypicکلیک کنید

 

ماه محبوب

سلام و....

Tinypicکلیک کنید

 

دو تا صحنه ی قشنگ

Tinypicکلییک کنید

 

محسن میگه قسمت ۱۲ ماه محبوب چی گفت و خداحافظی

Tinypicکلیک کنید

 

بازم درباره ی کارای جدیدش که لو نمیده....

Tinypicکلیک کنید

 

پویا تنها پویا خسته پویا پشت میله های زندان

Tinypicکلیک کنید

آبی و آفتابی باشیدTinypic**فاطی**

      

+نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت18:54توسط ما چند نفر | |



سلام...

محسن که دیدین؟؟؟؟

امروز خیلی روز خوبی بود خیلی فاز داد...همون چیزی که بهم می گفت محسن توی ویژه برنامه ی قبل از افطار شبکه ی سه هست بهم می گفت که محسن توی عید فطرم هست.....واقعا ایول به این به قول من چیزه...

من امروز کل مدت مثل میخ نشسته بودم جلوی تلویزیون فقط شبکه عوض می کردم...آخرشم که چشممون به جمال آقای افشانی روشن شد...

داشت جشن گلریزان توی یافت آباد نشون میداد ...دیدم مهموناشون مجید صالحی و علی صادقین پا شدم از اتاق رفتم بیرون یه شیرینی برداشتم اومدم توی اتاق هنوز دو سه متری تا کامپیوتر فاصله داشتم سرمو آوردم بالا مانیتور نگاه کردم هفت تا سکته ی ناقص زدم ....دوربین زوم رو صورت محسن بود...این محسن چه ناقلایی نگفت که فعلا مشغول چه کاریه ولی گفتش که مجید صالحی واسه کار بعدیش ازش دعوت کرده مجید صالحیم که استاد خنده در نتیجه باید محسن تویه یه سریال طنز ببینیم...اصلا چرا محسن توی جشن گلریزان دعوت کرده بودن ؟؟؟؟دو سه دقیقه بیشتر نبود...

بد از جشن گلریزان صاف رفت سراغ ما محبوب...مهمونای منتخب شبای قبل دعوت کرده بود....من داشتم از جشن گلریزان واسه وب عکس میگرفتم که دیدم احسان علیخانی داره یه چیزای جالبی میگه داشت از مهمونشون تعریف میکرد بعدش گفت که مهمونمون خجالت کشید...من درهمین حین رفتم ببینم که مهمونشون کیه که دوباره چشممون به جمال آقای افشانی روشن شد....

اینم متن حرفاشون:

محسن:سلام احسان جون دوست خوبم داداش گلم..قافل گیر شدم به خدا...اول سلام می کنم خدمت شما دوستای گلم..نوجوونای عزیز اونایی که طرفدار پروپا قرص خودم هستن (خیلی ممنون ..دمت گرم که به ما یه حالی دادی)بزرگترای گل..عید فطر قبل از هر چیز بهشون تبریک می گم امیدوارم که طاعات و عباداتشون مقبول درگاه حق قرار گرفته شده باشه

احسان:محسن بزرگ شدی...

محسن:یهویی بود احسان بابا من اومده بودم سر بزنم ..اومده بودم سر بزنم..

احسان: نه محسن خدا وکیلیش من دیشب به بچه ها  گفتم یکی از شرطای اساسی من برای برنامه ی امروز این بود که محسن افشانی حتما توی این برنامه باید بیاد

محسن :خب چرا به من اطلاع ندادین...من بی خبر اومدم..به خدا

احسان :پیدات کرده...علی پیدات کرده گفته بیا...بی خبر تو اومدی؟؟فیلم در نیار

محسن :بابا من اومدم...گفتن تو چرا نمیای سر بزنی من اومدم...

احسان:تو که هر جا برنامست رفتی

محسن:آقای زاهدی دارم برات آقای زاهدی..تقصیر پیمان قانعه با زور البته باعث خوشبختیه ها ولی باید آمادگی داشته باشم من...مجری مهم تره..

احسان :موبایل منو بده آقا موبایل منو سریع بدین موبایل من دست کیه؟؟ 

محسن:چرا؟؟؟برافروخته شد باز احسان 

احسان:نه نه بیا اینجا...سند(گوشی رو میدن دستش)

محسن:ببینم

احسان:ببین(در حالی که داره با گوشیش ور میره)

محسن:چه سکوتی حکم فرماست

احسان:اصلا من عاشق سکوتم سکوت یه معنایی داره که هزار تا کتابم نداره صدبارم تو این برنامه اینو گفتم ..اینو بخون..آقا زنگ نزن الان یه دقه زنگ نزن آقای محترم یه دقه زنگ نزن خواهش می کنم ازت..این چیه؟؟بخون(گوشی گرفت جلوی محسن)این سند آیتم بخون بدو...

محسنم داره تو ذغنش می خونه...

احسان:بخون بخون..

محسن:خب نه شاید مثلا مسئله خصوصیه آقا من اصلا(دقیقا نفهمیدم چی گفت فک کنم گفت من عاشق ریا نیستم)

احسان:(دستش رو گوشیشه)ببیین محسن افشانی رو تو برنامه دعوت کنین حتما...حال کردی صحنه رو؟؟چطوری محسن؟؟؟

محسن:قربونت برم من(خدا نکنه)

احسان:چی کار می کنی؟؟؟

محسن:هیچی

احسان:چه خبر؟؟

محسن:سلامتی..شکر

احسان:اوضاع و احوال؟؟؟

محسن:توپ

احسان:کار و بار چطوره؟؟

محسن: حرفه ای

احسان:خونواده خوبن؟؟

محسن:سلام دارن خدمتتون

احسان:مشغول کار خاصی هستی الان؟؟؟

محسن:حتما بی کار که نمیشه بود...

احسان:چه کاری؟؟

محسن:نمی خوام لو بدم ...نگیم سورپیریز واژه ی بیگانست..باید بگیم که ذوق زده بشن شگفت زده بشن ..احسان با تو دارم صحبت می کنم عزیزم بابا یکی گوشی رو...پیمان بیا گوشی رو بگیر  

احسان:نویز میندازه

محسن:بله نویز میندازه

احسان:خب؟؟؟؟

محسن:دیگه دوستان منتظر باشن با کارای جدید میام خونه هاتون....

احسان:ایووووو

محسن:یه جوری میگه اگار مثلا داره غافلگیر میشه...بابا تو که خودت حرفه ایه این کاری

احسان:محسن خیلی نازه..خیلی گله و من خیلی دوسش دارم اینو بدون هر گونه اغراق و بدون هر گونه غلوی دارم می گم..محسن خیلی عزیزه توی ترانه ی مادریم واقعا بازیه هنرمندانشو دیدیم حالا به دلایلی که من اون روز توضیح دادم...

محسن:البته احسان اغراقم زیاد می کنه...ما داریم درس پس میدیم فعلا.. پیشکسوت تر از منه

احسان:قربونت برم لطف داری تو..تو لطف داری

محسن:جیگرت

احسان:من خیلی دوست داشتم که تو حتما تو برنامه ای که خودت شروع کردی حتما بیای تو برنامه..روز آخرش با هم دیگه گپ بزنیم..تو خودتم شاهدی که من اصلا دوست نداشتم که این اتفاق بیفته ولی حالا به دلایلی که مفصل صحبت کردیم

محسن:نه بابا من جسارت کردم

احسان قربون شکلت برم...از شماها خیلی ممنونیم که این قسمت تماشا کردین..محسن اگه حرفی نداری می خوام باهات خداحافظی کنم قربونت برم...

محسن:توی برنامه ی آخر روز دوازدهم ماه رمضون گفتم  که دوستون دارم میرم اگه شد دوباره میام(دقیقا گفت:من رفتم ولی دوباره میام..دوستون دارم) این قول دادم ولی میرم دیگه نمیام...جدا...البته شوخیم می کنم من حالا ببینیم خدا چی می خواد...دوستون دارم یه عالمه..

احسان :از محسن عزیر ممنونم ...

و بالاخره پرونده ی ماه محبوب بسته شد...

 

کسای امشب:

Tinypic 

Tinypic 

Tinypic 

Tinypic 

Tinypic 

Tinypic 

Tinypic  

Tinypic

Tinypic 

Tinypic

Tinypic

Tinypic

Tinypic

Tinypic

Tinypic

Tinypic

Tinypic

Tinypic

آبی و آفتابی باشید**فاطی**

 

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت23:0توسط فاطی | |



                                      سلامTinypic

 

عیدتون مبارک....

از سه روز تعطیلی استفاده کنین کل نت زیر و رو کنین...

فک کنم دور روز کلیپای وب قابل دانلود نبودن ولی الان درست شدن...

دانلود سلام و احوال پرسی محسن توی شب سوم ماه محبوب

Tinypic کلیک کنید 

پویا میگه عاشق شدم....

Tinypicکلیک کنید     

 پ ن:

سیاوش دیدین دیگه؟؟؟؟

جشن گلریزان که از حسینیه ارشاد پخش می شد سیاوش دعوت کرده بودن...

سیاوش گفتش که امروز آخرین روز کاریش توی یه تله فیلم بوده...فردا هم داره میره انزلی واسه یه تله فیلم دیگه...

Tinypic

       

احتمالا امروز هیچ کدوم از شبکه ها نمی خوان محسن دعوت کنن؟؟؟؟؟

آبی و آفتابی باشیدTinypic **فاطی**

 

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت10:35توسط فاطی | |



رنگین کمان فطر بر رهگذران بارش رحمت رمضان مبارک...

سلام...فقط اومدم عید رو تبریک بگم....

فاطمه خانم گل،امینه ی نیناسم،نفیسه ونسیم گلم وهمه ی دوستان گل ومهربونم و....عیدتون مبارک....

این دسته گلم تقدیم شما....

Tinypic

سحر

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت9:16توسط ما چند نفر | |



سلام بچه ها خوفین؟؟؟؟؟مدرسه خوفه؟؟؟؟؟؟؟؟؟من که به اندازه ی کل عمرم توکلاس حرف می زنم اخه وقتی 7نفریم جاواسه زرپرزیاده.دلم واسه کل کل کردن بافاطی لک زده.

خب چندتاعکس از محسن وسیاوش که به جشن رمضان دعوت شدن وماهاندیدیم واسه تون گذاشتم وچندتاهم ازسیاوش ومحسن......

عکساازوب مریم جون

وساراجونه

بچه هاهرکس می خواد جشن رمضان رودانلود کنه بره به وب ساراجون.

.....

.....

.....

 

 

......

 .....

.....

.....ایناهم جشن رمضانه....

.....

.....

......محسنه ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

....

بچه خواهشا دعاکنیدفرداحتماعیدباشه اخه به ماگفتن شاید..................البته واسه ماکه فرقی نمی کنه فقط کارش یه هماهنگی بابچه هاست اون وقت تعطیل..........

عیدتونم پیشاپیش مبارک ۳ روز خوش باشین همشم بشینین پای تلویزیون تاشایدمحسن بیاد من مطمئنم می یاد...یعنی خداکنه!!

من رفتم ولی دوباره برمی گردم

دووووووستون دارم

امینه

+نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت15:28توسط ما چند نفر | |



                                     Tinypic سلامTinypic

فقط دو روز از ماه رمضون مونده...من که همین الانشم دارم از تشنگی میمیرم...آب خوردن خیلی حال میده....

       TinypicTinypicTinypic

و جدیدترین عکسای محسن که دیدینشون ولی بازم ببینینشون...کاملا تیپ فشنی زده...(با تشکرات ویژه از پرنیان جون)

من از این عکسش خیلی خوشم نیومد..

     Tinypic

 

این یکی خیلی قشنگه محسن برداشتن بردن توی اصطبل ازش عکس گرفتن...

     Tinypic

 

اینم دستنوشتش...

Tinypic

 

           TinypicTinypicTinypic

تیکه ی اول ماه محبوب شب دهم

کلیک کنید

 

تیکه ی اول ماه محبوب شب یازدهم

کلیک کنید

 

کل کلی که محسن با خانم مهدوی کرد

کلیک کنید 1

کلیک کنید 2

 Tinypic

 

راستی من به یه نتیجه ای رسیدم:این که توی عید من تلخون دیدم ولی فکر می کردم که ندیدمش الان مطمئنم که دیدمش..

درساتونو بخونینا...مثل من همش تو نت نباشین...

آبی و آفتابی باشیدTinypic**فاطی** 

+نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت16:48توسط ما چند نفر | |