|
و دانلودی ها... هر دو تا از ماه محبوبن...واسه تجدید خاطره ها... من این تیکه ی ماه محبوب خیلی دوست دارم... شب ۸ ماه محبوب...محسن این تیکه خیلی خوشگل حرف میزنه... و شب اول ماه محبوب...ببخشید خیلی این تیکه بی کیفیته...آخه اون وقت هنوز کارت tv رو درست وصل نمی کردم تصویر کلی برفک داشت ببخشید دیگه...آخر قسمت اول بود که محسن به مجید اخشابی می گه آقای افشانی.... و دانلود کتاب ۷ هری پاتر آدمک آخر دنیاست بخند... آدمک مرگ همین جاست بخند... آن خدایی که بزرگش خواندی... به خدا مثل تو تنهاست بخند!... دست خطی که تو را عاشق کرد... شوخی کاغذی ماست بخند!... فکر کن درد تو ارزشمند است... فکر کن گریه چه زیباست بخند!... صبح فردا به شبت نیست که نیست... تازه انگار که فرداست بخند! ... راستی آنچه که یادت دادیم... پر زدن نیست که در جاست بخند!... آدمک نغمه ی اغاز نخوان... به خدا اخر دنیاست بخند!... آبی و آفتابی باشید
از درس خوندن لذت کافی رو میبیرین دیگه؟؟؟؟...خدا رو شکر...خدا لذت شو بیشتر کنه... من به چند تا نتیجه رسیدم...دوباره ماه محبوب و جشن گلریزان نگاه کردم دیدم توهم زدم حجمشون خیلیم زیاد نیست...دقت کردم دیدم تمام جاهایی که محسن توی جشن گلریزان بود گذاشتم...ماه محبوبم اون تیکه هایی رو که نذاشته بودم الان میزارم....یعنی اگه اون تیکه های قبلی رو دان کنین این فایلای جدید هم دان کنین کل ماه محبوب شب عید فطر دارین... محسن میگه که بی خبر توی برنامه ی عید فطر ماه محبوب اومده.... احسان میگه که گوشیشو بیارن می خواد یه چیزی رو به محسن نشون بده... احسان با محسن احوال پرسی می کنه.... چه میدونم بگم چی خودتون ببینین دیگه...حرفای آخر احسان و محسن.. پشت صحنه ی ترانه ی مادری که یادتون هست دیگه... محسن در حال نماز خوندن چند تا صحنه ای که محسن توی پشت صحنه بود...مثلا اون جایی که داشت فیلم نامه رو می خوند...
یه تیکه هایی از آخرین ماه محبوب و جشن گلریزان با حضور مستر افشانی عزیز براتون انتخاب کردم.... جشن گلریزان محسن میگه که وقتی علی صادقی میخنده چه شکلی میشه... محسن درباره کار جدیدش میگه...هیچی لو نمیده محسن خان سلام و احول پرسی می کنن ماه محبوب سلام و.... دو تا صحنه ی قشنگ محسن میگه قسمت ۱۲ ماه محبوب چی گفت و خداحافظی بازم درباره ی کارای جدیدش که لو نمیده.... پویا تنها پویا خسته پویا پشت میله های زندان
سلام...
محسن که دیدین؟؟؟؟ امروز خیلی روز خوبی بود خیلی فاز داد...همون چیزی که بهم می گفت محسن توی ویژه برنامه ی قبل از افطار شبکه ی سه هست بهم می گفت که محسن توی عید فطرم هست.....واقعا ایول به این به قول من چیزه... من امروز کل مدت مثل میخ نشسته بودم جلوی تلویزیون فقط شبکه عوض می کردم...آخرشم که چشممون به جمال آقای افشانی روشن شد... داشت جشن گلریزان توی یافت آباد نشون میداد ...دیدم مهموناشون مجید صالحی و علی صادقین پا شدم از اتاق رفتم بیرون یه شیرینی برداشتم اومدم توی اتاق هنوز دو سه متری تا کامپیوتر فاصله داشتم سرمو آوردم بالا مانیتور نگاه کردم هفت تا سکته ی ناقص زدم ....دوربین زوم رو صورت محسن بود...این محسن چه ناقلایی نگفت که فعلا مشغول چه کاریه ولی گفتش که مجید صالحی واسه کار بعدیش ازش دعوت کرده مجید صالحیم که استاد خنده در نتیجه باید محسن تویه یه سریال طنز ببینیم...اصلا چرا محسن توی جشن گلریزان دعوت کرده بودن ؟؟؟؟دو سه دقیقه بیشتر نبود... بد از جشن گلریزان صاف رفت سراغ ما محبوب...مهمونای منتخب شبای قبل دعوت کرده بود....من داشتم از جشن گلریزان واسه وب عکس میگرفتم که دیدم احسان علیخانی داره یه چیزای جالبی میگه داشت از مهمونشون تعریف میکرد بعدش گفت که مهمونمون خجالت کشید...من درهمین حین رفتم ببینم که مهمونشون کیه که دوباره چشممون به جمال آقای افشانی روشن شد.... اینم متن حرفاشون: محسن:سلام احسان جون دوست خوبم داداش گلم..قافل گیر شدم به خدا...اول سلام می کنم خدمت شما دوستای گلم..نوجوونای عزیز اونایی که طرفدار پروپا قرص خودم هستن (خیلی ممنون ..دمت گرم که به ما یه حالی دادی)بزرگترای گل..عید فطر قبل از هر چیز بهشون تبریک می گم امیدوارم که طاعات و عباداتشون مقبول درگاه حق قرار گرفته شده باشه احسان:محسن بزرگ شدی... محسن:یهویی بود احسان بابا من اومده بودم سر بزنم ..اومده بودم سر بزنم.. احسان: نه محسن خدا وکیلیش من دیشب به بچه ها گفتم یکی از شرطای اساسی من برای برنامه ی امروز این بود که محسن افشانی حتما توی این برنامه باید بیاد محسن :خب چرا به من اطلاع ندادین...من بی خبر اومدم..به خدا احسان :پیدات کرده...علی پیدات کرده گفته بیا...بی خبر تو اومدی؟؟فیلم در نیار محسن :بابا من اومدم...گفتن تو چرا نمیای سر بزنی من اومدم... احسان:تو که هر جا برنامست رفتی محسن:آقای زاهدی دارم برات آقای زاهدی..تقصیر پیمان قانعه با زور البته باعث خوشبختیه ها ولی باید آمادگی داشته باشم من...مجری مهم تره.. احسان :موبایل منو بده آقا موبایل منو سریع بدین موبایل من دست کیه؟؟ محسن:چرا؟؟؟برافروخته شد باز احسان احسان:نه نه بیا اینجا...سند(گوشی رو میدن دستش) محسن:ببینم احسان:ببین(در حالی که داره با گوشیش ور میره) محسن:چه سکوتی حکم فرماست احسان:اصلا من عاشق سکوتم سکوت یه معنایی داره که هزار تا کتابم نداره صدبارم تو این برنامه اینو گفتم ..اینو بخون..آقا زنگ نزن الان یه دقه زنگ نزن آقای محترم یه دقه زنگ نزن خواهش می کنم ازت..این چیه؟؟بخون(گوشی گرفت جلوی محسن)این سند آیتم بخون بدو... محسنم داره تو ذغنش می خونه... احسان:بخون بخون.. محسن:خب نه شاید مثلا مسئله خصوصیه آقا من اصلا(دقیقا نفهمیدم چی گفت فک کنم گفت من عاشق ریا نیستم) احسان:(دستش رو گوشیشه)ببیین محسن افشانی رو تو برنامه دعوت کنین حتما...حال کردی صحنه رو؟؟چطوری محسن؟؟؟ محسن:قربونت برم من(خدا نکنه) احسان:چی کار می کنی؟؟؟ محسن:هیچی احسان:چه خبر؟؟ محسن:سلامتی..شکر احسان:اوضاع و احوال؟؟؟ محسن:توپ احسان:کار و بار چطوره؟؟ محسن: حرفه ای احسان:خونواده خوبن؟؟ محسن:سلام دارن خدمتتون احسان:مشغول کار خاصی هستی الان؟؟؟ محسن:حتما بی کار که نمیشه بود... احسان:چه کاری؟؟ محسن:نمی خوام لو بدم ...نگیم سورپیریز واژه ی بیگانست..باید بگیم که ذوق زده بشن شگفت زده بشن ..احسان با تو دارم صحبت می کنم عزیزم بابا یکی گوشی رو...پیمان بیا گوشی رو بگیر احسان:نویز میندازه محسن:بله نویز میندازه احسان:خب؟؟؟؟ محسن:دیگه دوستان منتظر باشن با کارای جدید میام خونه هاتون.... احسان:ایووووو محسن:یه جوری میگه اگار مثلا داره غافلگیر میشه...بابا تو که خودت حرفه ایه این کاری احسان:محسن خیلی نازه..خیلی گله و من خیلی دوسش دارم اینو بدون هر گونه اغراق و بدون هر گونه غلوی دارم می گم..محسن خیلی عزیزه توی ترانه ی مادریم واقعا بازیه هنرمندانشو دیدیم حالا به دلایلی که من اون روز توضیح دادم... محسن:البته احسان اغراقم زیاد می کنه...ما داریم درس پس میدیم فعلا.. پیشکسوت تر از منه احسان:قربونت برم لطف داری تو..تو لطف داری محسن:جیگرت احسان:من خیلی دوست داشتم که تو حتما تو برنامه ای که خودت شروع کردی حتما بیای تو برنامه..روز آخرش با هم دیگه گپ بزنیم..تو خودتم شاهدی که من اصلا دوست نداشتم که این اتفاق بیفته ولی حالا به دلایلی که مفصل صحبت کردیم محسن:نه بابا من جسارت کردم احسان قربون شکلت برم...از شماها خیلی ممنونیم که این قسمت تماشا کردین..محسن اگه حرفی نداری می خوام باهات خداحافظی کنم قربونت برم... محسن:توی برنامه ی آخر روز دوازدهم ماه رمضون گفتم که دوستون دارم میرم اگه شد دوباره میام(دقیقا گفت:من رفتم ولی دوباره میام..دوستون دارم) این قول دادم ولی میرم دیگه نمیام...جدا...البته شوخیم می کنم من حالا ببینیم خدا چی می خواد...دوستون دارم یه عالمه.. احسان :از محسن عزیر ممنونم ... و بالاخره پرونده ی ماه محبوب بسته شد... کسای امشب: آبی و آفتابی باشید**فاطی**
فقط دو روز از ماه رمضون مونده...من که همین الانشم دارم از تشنگی میمیرم...آب خوردن خیلی حال میده.... و جدیدترین عکسای محسن که دیدینشون ولی بازم ببینینشون...کاملا تیپ فشنی زده...( من از این عکسش خیلی خوشم نیومد.. این یکی خیلی قشنگه محسن برداشتن بردن توی اصطبل ازش عکس گرفتن... اینم دستنوشتش... تیکه ی اول ماه محبوب شب دهم تیکه ی اول ماه محبوب شب یازدهم کل کلی که محسن با خانم مهدوی کرد راستی من به یه نتیجه ای رسیدم:این که توی عید من تلخون دیدم ولی فکر می کردم که ندیدمش الان مطمئنم که دیدمش.. درساتونو بخونینا...مثل من همش تو نت نباشین...
این یکی دو هفته ی اول مدرسه اصلا جالب نیست...همش معلما میان سر کلاس بدون این که درس بدن واسه آدم کلی جفنگیات میگن... دو تا کلیپم آورده ایم خدمتتان.... شب نهم ماه محبوب بود که وسط تیتراژ رفت روی پاهای محسن.... اون صحنه ای که توی ترانه ی مادری که پویا می گفت مامان شاکیم از دستت...البته با دوربین از تلویزیون فیلم گرفتمو خیلی نورش جالب نیست... (طریقه ی دانلود: روی کلیک کنید راست کلیک می کنید و میزنین روی save target az و توی اون صفحه ای که اومد میزنین روی ok و دانلود شروع میشه...) مجله ی روزهای زندگی: خانم روستا خاطره ای از سریال ترانه ی مادری دارید؟ وقتی در سریال تصادف و فوت کردم و دیگر نبودم پویا (محسن افشانی) به من اس ام اس داد که مادر جون برگرد دایی فرخ دارد خانه را می فروشد.پویا به شوخی این اس ام اس را برای من فرستاد که خاطره ی جالبی برایم بود. حالا چرا پویا...مگه محسن اسم نداره... روی جلد مجله اتفاق نو این ماه نوشته: بله تلویزیون باخت اگر احسان علیخانی هم نمی آمد... به نظر من باخت چون احسان علیخانی اومد...
سلام بر دانش آموزان سخت کوش و عشق درس.... حال و احوالتون چه جوریاست؟؟مدرسه رفتن توی ماه رمضون خیلی کیف داره نه؟؟؟؟ بدبختی بزرگ تر از مدرسه رفتن سراغ دارین؟؟؟..... چند تا عکس از چند تا ماه محبوب.. آبی و آفتابی باشید**فاطی**
سه شنبه مدرسه داریما....الان خیلی ذوق دارین برین مدرسه دیگه؟؟؟بله ذوقتون کاملا مشخصه...دارین از ذوق زدگیه زیادپر پر میشین...من که اسم مدرسه میاد موهای بدنم سیخ میشه..ما که توی این هشت سالی که رفتیم مدرسه خیری ندیدم اگه شما دیدین بگین....فقط کلی استرس و اضطراب واسه آدم سوغاتی میاره این مدرسه رفتن.... چند تا عکس قدیمی ببینین....یادش بخیر ماه محبوب ماه محبوب بود نه ماه عسل..... بچه ها هر تیکه ای از ماه محبوب که می خواین بگین واسه ی دانلود بزارم...
بالاخره تیکه های منتخب ماه محبوب آماده شد.... تقدیم به شما... چند تا صحنه که زوم تو صورت محسن ..آخرشم اشک محسن میچکه.... محسن میگه که از ماه رمضونای بچگیش چی یادشه.... هم حرفای محسن هم اشکای محسن.... حرف و اشک.... حرفای محسن.... سیاوش اومد.... کلی از شوخیای محسن و سیاوش... بقیه ی شوخیای محسن و سیاوش....خدافظی محسن.... حجمشون کمه....بعضی از تیکه هاشم دنباله همه.....نظراتتونم بگینا.. پ ن: آقا به مرز جنون کشوندینم....بگم چه جوری باید دانلود کنین.... ۱ـ مثلا میزنین روی دانلود ۱ ۲ـ توی صفحه ای که باز میشه میزنین روی دانلود فایل.... ۳ ـ بعد توی اون صفحه ی کوچیکی که میاد میزنین روی سیو ۴ـ الان در حال دانلود شدنه.... این فایلا زیپن...وقتی که فایل دانلود شدبازش می کنین...دو تا چیز (نمی دونم بگم چی) توش هست...اونی رو که پسوندش wmv هست با هر کدوم از برنامه های پخش کننده ی فیلم که خواستین باز کنین...
سلام....
چه قدر مظلومانه گریه می کرد حتی از پویام مظلومانه تر بود...خوش به حال طرفدارای احسان علیخانی شد دیگه...کسایی که می گفتن محسن به درد این کار نمی خوره...برن حالشو ببرن..البته من از احسان علیخانی بدم نمیادا ...کشته مرده ی ماه عسل بودم... اول برنامه ی امشب خیلی جالب بود ولی آخرش من سرتا پام یخ زده بود...هنوز باور نمی کردم....ولی الان دیگه باور کردم.... محسن عجب ناقلاییه ها شیشه های عینکش شیشه بود و ما خبر نداشتیم.... اینم عکسا..البته عکسای جایی که محسن نافرم گریه میکرد نیست چون من اون وقت داشتم ضبطش میکردم و نمی تونستم عکس بگیرم... پ ن: الان برنامه ی امشبو یه بار دیگه نگا کردم...دو دفعه ی اولی که نگا کردم نفهمیدم محسن چرا اینجوری گریه می کنه..ولی الان فهمیدم...مردم پسش زدن فقط چون جوونه...اگه جوون نبود اون جوری تویه سایت هنرمندان دربارش حرف نمی زدن..اگه جوون نبود با گریه از برنامه نمی رفت...فقط به جرمه این که جوونه....واقعا آدما چقدر می تونن نامرد باشن.... بزارین حرفای قشنگ محسن و احسان براتون بنویسم: محسن:ببین احسان چند روز پیش بود من به همه گفتم شاید دیروز خیلیای شما بودم(با یه بغض بد)...سکوت....(بغضش بدتر شد)فردای خیلیام هستم ...سکوت...سکوت...(بغض) کاری که من سعی کردم تو برنامه نیوفته...اتفاق نیوفته...سکوت...مثل تو شاید سوتی ندادم...اینجا جناب علی خانی میگن: تو خیلی خوب بودی..تو خیلی بهتر از من بودی..(محسن دستاشون گذاشت رو صورتش)...تو فوق العاده بهتر از روز اولی بودی که من توی این برنامه اومدم(محسن دیگه داره گریه میکنه نافرم)...انجا جناب احسان خان محسن میبره که درباره دکور برنامه واسش بگه...احسان(همون جوری که واستاده بودن):تو پارسال همه ی برنامه های ما رو نگا کردی؟...محسن سرشوم میندازه پایینو میگه اوهوم...احسان میره جلو سره محسنو میاره بالا..میگه کدومشو بیشتر پسندیدی؟؟محسن یه لبحند تلخ میزنه و سرشو دوباره میندازه پایینو دستاشم میکنه توی جیب شلوارش..احسان: دلت میاد...یه چیزی بهتون بگم...به یه چیزه محسن افشانی من غبطه خوردم..اینو جدی میگم..محسن بوسید...به یه چیز محسن افشانی من غبطه خوردم...احسان میاد جلو محسنم همون عقب میشینه...می خوام یواش بگم نشنوه..بزارید من بیام جلو ..میام اینجا..به یه چیز این آدم غبطه نه ...حسودیم شد..راحت بگم..راحت بگم حسودیم شد..این بچه خیلی صادقه...کف دستشو میاره جلو و میگه اینجوری...تو این دور و زمونه خیلی کم پیدا میشه...من آدم شیله پیله داریم.. شاید من آدمی باشم که حرف دلم با عملم یکی نباشه و خیلیای دیگه ولی به صداقت این بچه به صداقت این جوون دوست داشتنی حسادت کردم و غبطه خوردم و این خیلی قشنگه...احسان برمیگرده عقب طرف محسن...محسنم پا میشه دیگه بغض نداره میاد جلو میگه: احسان ببخشید من شنیدم فضولی کردم اما صداقت همیشه کافی نیست (فاجعه است)میشینن روی صندلی ...احسان: دیگه چی؟؟...محسن :به خاطر این که مردم حرف اول میزنن(واسه این مردمی که همچین حرفایی میگن متاسفم)...احسان:یه چیزیم بگم این بازی نبودا بچه ها ببحشید...بچه های تصویر بردار اذیت شدین ما بلند شدیم خیلی عذر خواهی میکنم من همین جوری یه هویی جو گیر شدم..محسن:این دنیامون پر اتفاقه ..خب...هر روزم داره میوفته ....چه بخوای چه نخوای..یه اتفاق اشتباهی که رخ داد....سکوت...این برنامه دست من بود...(وسط این ماجراها از اون ته داره صدا میاد یک دقیقه...بابا این عوامل برنامه دیگه کین؟؟؟)برنامه ای که برای تو بود..سکوت..بی ریا من گفتم به همه..سکوت..سکوت...لبخند تلخ..احسان:نه اصلا همچین چیزی نیست..محسن:چرا چرا ...حالا احسان از سلام بهار تعریف میکنه..بعد از ترانه ی مادری..من فکر می کنم تو یه رکوردم داری توی سازمان صدا و سیما ...و اینه که تو نوزده سالگی برنامه ای رو اجرا کردی که مخاطب عام داشته.. ..محسن این رکورد ماله تو...خوب نیست؟؟محسن:کافی نیست..احسان بازم داره از محسن تعریف میکنه...محسنم داره گریه میکنه ...احسان:محسن داری این جوری می کنی من دارم میریزم به هما..احسان به محسن درباره اون دودفعه ای که توی ماه عسل گریه کرد میگه...محسن:...لبخند البته تلخش....ما از اتفاقات درس میگیریم..خیلیم خوبه اتفاقا..چرا نریم سرمون به سنگ نخوره..همیشه که نمیشه از تجربه ی دیگران استفاده کرد..یه چیزایی رو باید آدم به عینه دید باید از نردیک حسش کرد(داره نامردیا رو میگه) امروز احسان علیخانی لطف کرد اومد..مهمان نبود میزبان بود ....از امروز لطف میکنه از این سنگری که من فضولی کردم توش....احسان:اللهی قربونت برم اینجوری حرف نرن محسن من اعصابم میریزه به هم ...اینجوری صحبت نکن به خدا من پا میشم میرم بیرونا..محسن سرشو می ندازه پایینو می خنده...جدی میگم به خدا اینجوری صحبت کنی اصلا یعنی اصلا دوست ندارم محسن افشانی اینجوری صحبت کنه...محسن آستیناشو میزنه بالا و میگه: خیلی مردونه...احسان:من امروز اصلا به خودم اجازه ندادم رو صندلی که تو نشستی بشینم ..چون تو دوازده روز تجربه کردی اجرا تو این برنامه رو ...اون صندلی ماله تویه و تا زمانی که تو تو این استودیو باشی و تو این ...بخوای راه بری تو این راه رو حرکت کنی..محسن: این صندلی رو من برا خودم می برم...احسان:آفرین...آره اون صندلی اصلا ماله تویه...محسن داره یه لبخند کثیر میزنه..احسان :مثل پیرن فوتبالیستا که هفتا میزنن واسه خودشون...مثل علی پروین مثلا...یا حمید استیلی...محسن: ولی لطف میکنی از امروز سکان برنام رو به دست میگیری ....من مخاطبای خودم(منظورش ماهاییم)احسان علیخانیم طرفدارای خودش....فضولی کردم ...احسان:قربون شکلت برم این حرف نزن....احسان میگه که توی این دوازده روز داشته توی یه کار دیگه کار میکرده....داشت در مورد گروه ماه عسل می گفت...خواست یه چیزی رو بگه ولی گفت:این جاشو دیگه ولش کنین...محسن: خب.. خداشاهده ...حالا من قسم می خورم...منم راضی نبودم تعدی کنم در عقبه ی ماه عسل ...یعنی مردمی که توقع داشتند سال ۸۷ ماه رمضون ۸۷ ..احسان علیخانی رو ببینن ...با اون فضای دوست داشتنیش..با اون مهمونای خیلی گلش...به همون خدا قسم به همین روزای عزیز ...سکوت...گفتم این برنامه مال من نیست..نه فضای احوالات من به این برنامه می خوره....نه مردم می پسندن (مردم بیجا کردن)...مقبول مردم نیست..سکوت...احسان میگه که مادرش محسنو دوست داره(مثلا دارم خلاصه می کنم)..بعد میگه که مجری باید خودش باشه..احسان:محسن یه برگ برندست برای تو..من گفم رکوردتو برای خودت ثبت کن ..توی نوزده سالگی برنامه ای رو اجرا کردی که ...محسن:این که تعددی کردم تو جایگاه شما..احسان :نه نه این حرف نزن..محسن:به هر حال برای منم اعتباری بود... این که عقب افتادگیه برنامه های اینجوری باعث شد که ۱۲ روز اول احسان علیخانی نباشه ..محسن افشانی فوضولی کنه ...یه جورایی افتخاربود سر سفره ی افطار شما نشستن با شما حرف زدن دل دادن به حرفای شما حضور توپیشگاه خدا در برار شما(چشاش دوباره خیس شد.بغض کرد) خیلی خوب بود تجربه ی خوبی بود برای من همیشه از همه جا درس گرفتم تجربه کسب کردم همین الان ...می خواست حرف بزنه که گفت باس بریم...رفتن وله...بعد سیاوش اومد...جمله آخر محسن: من رفتم ولی دوباره میام دوووستوت دارم.... وسطای نوشتنش که رسیده بودم دیگه اشکی برام نمونده بودکه سرازیر شه.... بچه ها میدونین که ما جواب اون بروبچه های رو که وب ندارن زیر نظر خودشون میدیم دیگه.... آبی و آفتابی باشید **فاطی**
احسان علیخانی ازامشب(23شهریور)مجری برنامه ی ماه محبوب شد این مجری که سالها پیش نیزدرویژه افطارتلویزیون اجرای زنده داشت درگفت وگو باخبرنگارسرویس تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران(ویستا)باتاییداین خبرتاکیدکرد:باماه محبوب فقط وفقط به عنوان مجری همکاری می کنم. به گزارش ایسناپیش ازاین محسن افشانی ازبازیگران"ترانه ی مادری"اجرای ماه محبوب"راعهده داشت. "ماه محبوب"که تهیه کنندگی ان را علی زاهدی تاش برعهده داردویژه برنامه ی افطارشبکه ی سه ی سیماست که هرشب خانواده ی فردنخبه به ان دعوت می شودوگزارش نیز ازدیگر بخش های ان است. علیخانی ماه رمضان سال گذشته طراح مجری ویکی ازتهیه کنندگان برنامه ی" ماه عسل" بود که روی انتن شبکه سه سیمامی رفت منبع:وب تبسم وپارمیدا جون(گفتن واسه جلوگیری ازشایعه واسه محسن خبروپخش کنیم ماهم کردیم)
به خدااین اخرنامردیه .گریه ام بندنمیاد .محسن رفت نه مث ترانه ی مادری نه مث سلام بهارنه مث مادوتا محسن بانامردی رفت تبسم جون راست می گه که اعتراضای مسخره ی یه سری ادم که همیشه وهمه جا کاراروخراب می کنن باعث شده.چراهمه ی برنامه های محسن تااخرش نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این نامردیه ساراجون گفته بود بگیم رین اس ام اس بدین وبگیدمحسن برگرده .محیا جونم گفت بایدتماس بگیریم نمی دونم چه قدکار سازه اما ما سعی خودمون رومی کنیم. این اخرنامردیه تاعمردارم امشبویادم نمیره............فاطی جون محسن رفت اینو بکن تومخت . راستی کسی استانه رو دید بامحسن مصاحبه کرد . فعلا امینه ی گریون
|
بهانه ما ![]()
يكي بود يكي نبود, زير گنبد كبود هيچ كس نبود ...
Home
|