|
پ ن: بقیه ی کلیپای ضامن توی همین پست میزارم.... ساعد به مامانش گفت که قیمت ماشینه ۱۲۰ میلیون تومنه و در مورد کندرم یه چیزایی گفت... ساعد توی ماشین cd رو داد به رضا...کف رضا برید که cd قرآن بود و صدای ساعد... آخر فیلم بود که ساعد و رضا با هم حرف میزدن...ساعدم کلی حرفای متنبه کننده زد...
سلام.... ضامن كه حتما دبدبن ديگه... اولين تله فيلمي بود كه از محسن ديديم....تصوير برداريش يه جوري بود مثل مستندا بود...بازيگراييم كه شناخته شده نبودن خيلي جالب بازي نمي كردن... چه قدر نقش محسن پر رنگ بود 60 دقيقه زل زديم به مهدي پاكدل و بيتا سحر خيز محض رضاي خدام يه ربع دادن به محسن...مي گم به غير از نقش پسر خوب و با ادب و با فرهنگ چيز ديگه اي ندارن به محسن بدن؟؟.......آرزو به دلمون موند يه بار نقش يه پسر شر داشته باشه...ديدين چه پسر كاملي بود: قاري قرآن, فيلسوف , دكتر , با ادب ,خوش تيپ...همه فن حريف بود...فقط يه مشكلي داشت اونم اين بود كه اسمش منو كشته بود....اسم خوشگلتر از اين پيدا نكرده بودن ديگه؟؟؟؟لااقلش ميزاشتن اميري اميني چيزي نه ساعد...بميرم همش صداش داغون بود سرفم كه ميزد.... نازي محسن كلا حنجره شو داغون كرده بود... راستی دیدین محسن اینجام از انگشترش دل نکنده بود حتی اون نمی دونم چی که به دستش میبنده هم بود..... چند تا عكس داغ داغ.... يه كليپ داغم دارم...اون صحنه اي كه ساعد تنها نشسته بود تو ماشين داشت خوابش ميبرد خيلي صحنه ي خوشملي بود.... ساعد:ماها خيلي بي انصافيم وقتي كارمون خوب پيش ميره ميزنيم به پاي خودمون ولي وقتي بد پيش ميره ميزنيم به پاي اون بالاييه.... آبی و آفتابی باشید**فاطی**
|
بهانه ما ![]()
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یه خالق مهربون بود،خالقی که دریای آبی رنگ رو با دل دریایی آدما آفرید،خدایی که دشت های سرسبز را با لاله های سرخ کنار هم نقاشی کرد و سقف دنیامون رو با رنگ آبی رنگ آمیزی کرد. ...
Home
|