يكي بود يكي نبود, زير گنبد كبود هيچ كس نبود به جز يه خالق مهربون, خالقي كه درياي آبي رنگ با دل دريايي آدم ها افريد, خدايي كه دشت هاي سرسبز رو با لاله هاي سرخ كنار هم نقاشي كرد و سقف دنيامون با رنگ آبي رنگ آميزي كرد ! خدا آدم هايي آفريد و كم كم اونا رو به هم نزديك كرد ادم هايي كه يك رنگ بودند, آدم هايي كه به آسمون با يه چشم نگاه مي كردند. و اين آدم ها توي يك روز بهاري با يه آفريده اي آشنا شدند كه از جنس خودشون بود و همون طوري به پرواز شاپرك ها نگاه مي كرد كه اونا نگاه مي كردند و اين مخلوق يه بهونه شد يكي كه باعث شد زندگي رو بدزديم و بين خودمون تقسيم كنيم.
محسم افشاني همون مخلوق كه وجودش منجر به درست شدن خاطره ها و روياها و وبلاگ ها شده همه ي ما دور هم جمع شديم تا شايد باغ زندگيمون رودر طرف سايه ي دانايي بسازيم! تا شايد يه نردبان بشيم براي بالا رفتن يه ديوار بشيم براي تكيه كردن. خدا ميدونه كه چقدر موفق بوديم و خواهيم بود ؟! اما ما مي خواستيم كه به آغاز زمين نزديك بشيم...!! اين وبلاگ براي هواداري و طرفداران محسن افشاني نازنين درست شده و تمام سعي و تلاش ما اين است كه راهي باشيم در خور مقام شما و اين هنرمند نسل جوون... همين !
هر كجا هستم باشم..آسمان مال من است پنجره,فكر,هوا,عشق,زمين مال من است...