یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یه خالق مهربون بود،خالقی که دریای آبی رنگ رو با دل دریایی آدما آفرید،خدایی که دشت های سرسبز را با لاله های سرخ کنار هم نقاشی کرد و سقف دنیامون رو با رنگ آبی رنگ آمیزی کرد. خدا آدم هایی آفرید و کم کم اونا رو به هم نزدیک کرد آدم هایی که یک رنگ بودند،آدم هایی که به آسمون با یه چشم نگاه می کردند و این آدم ها توی یک روز بهاری با یه آفریده ای آشنا شدند که از جنس خودشون بود و همون طوری به پرواز شاپرک نگاه می کرد که اونا نگاه می کردند. و این مخلوق یه بهونه شد،یکی که باعث شد زندگی را بدزدیم و بین خودمون تقسیم کنیم...
محسن افشانی همون مخلوق که وجودش منجربه خلق خاطره ها رویاها ....و وبلاگ ما شده. همه ی ما این جا جمع شدیم تا شاید باغ زندگیمونو در طرف سایه ي دانایی ببریم، تا شاید یه نردبان شیم برای بالا رفتن،یه دیوار شیم برای تکیه کردن. فقط خدا آگاه که چقدر موفق بودیم و خواهیم بود،اما ما می خواستیم که به آغاز زمین نزدیک شیم
این وبلاگ برای هواداران و طرفداران محسن افشانی نازنین تشکیل شده و تمام سعی و تلاش ما این است که راهی داشته باشیم درخور مقام شما و محسن افشانی!
هرکجاهستم،باشم آسمان مال من است پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است