تبليغاتX
آبی تر از دریا

آبی تر از دریا

 

Free Image HostingFree Image HostingFree Image HostingFree Image HostingFree Image Hosting

آهای!! کوچه ی تنهاییم بدون تو هیچ....

آهای!! عشق اهوراییم بدون تو هیچ....

من از تبار صدای لطیف بارانم؛

آهای!! خنده ی بارانیم بدون تو هیچ....

صدای نبض نفس هام لحظه ای گم شد

طلوع لحظه ی رویاییم بدون تو هیچ....

پر از حضور شبانگاهی ات شده نفسم

نگاه خیس شب آبی ام بدون تو هیچ....

برای خواندن چشمان تو غزل شده ام؛

غزل غزل دل دریاییم بدون تو هیچ....

نشسته بر دل تقویم لحظه ام پاییز

بهارهای پر از شادیم بدون تو هیچ....

آهای!! شب زده ی کوچه ی خیال تو....من

آهای کوچه ی تنهاییم بدون تو هیچ.....

Free Image Hosting

Free Image Hosting

Free Image Hosting 

Free Image Hosting نه می شه با تو سر کنم ، نه می شه از تو بگذرم
بیا به داد من برس ، من از تو مبتلاترم

بگو کجا رها شدى ، بگو کجاى رفتنى
من از تو در گریز و تو ، چرا همیشه با منى

کسى به جز تو یار من نیست ، گذشتن از تو کار من نیست
به جز خیال تو هنوزم ، ببین کسى کنار من نیست
کسى به جز تو یار من نیست ، گذشتن از تو کار من نیست
به جز خیال تو هنوزم ، ببین کسى کنار من نیست

دوباره تبت داره نفسمو می گیره ، دوباره هوا داره پى عطر تو می ره
این خونه بى تو طاقت زندگی نداره ، حتی نفس هام تو رو به یاد من میاره

کسى به جز تو یار من نیست ، گذشتن از تو کار من نیست
به جز خیال تو هنوزم ، ببین کسى کنار من نیست
کسى به جز تو یار من نیست ، گذشتن از تو کار من نیست
به جز خیال تو هنوزم ، ببین کسى کنار من نیست
Free Image Hosting

 Free Image Hosting

Free Image Hosting

Free Image Hosting

در کنار همه خواب های تاریک من

                                گاه صدای بلند یک رؤیا

مرا و تو را از آن همه حباب های آرزو بیدار می کند

                                             کلید، ای واژه ی همیشه سبز

که مرا به دنبال خود تا رسیدن به انتهای نگاهت

            تا خیس شدن همه ی شاخه های معرفت من، می کشانی

بیا با هم دردهایمان را

                در کنار این همه دروغ های رنگ در رنگ

میان دو دیدار قسمت کنیم

پس کجاست حجله ی امید های آبی تو

ای شاعر!!!!

            این همه فرسنگ های دور از انتظار

                  این همه سیگارهای خاکستری خاموش، در ذهنت

این همه احساس های آبی

                که به خاطر ترس از رسیدن به همان نگاه قرمز

از همان اول متولد شدن خود را نفرت می کشند

          یا بیا تا برایت از این همه تیک تاک های به خواب رفته ی زمانم

تا صبح رخوتناک تو سخن را به ذهن بدوزم

یک سؤال می آید و

                     گاه می رود

                        و بی تو یک انتظار بر دلم

       حال ای صدای من

                                       تو که مرا آبی می خوانی

           بگو از آن همه زلزله هایی که آمدند و

تو در خواب بودی

بگو از آن نگاه قرمز که چه بی رحم پای بر روی قلب آبی من گذاشت

از آن همه سلام های نگاهم که بی جواب خشکیدند

                                                                     حال آخر

                                ای واژه ی همیشه سبز

بیا ای کلید

          تا با هم در انتظار

                        رسیدن به همان نگاه آشتی تو

تا خود صبح بلند بلند فریاد را فکر کنیم....

 Free Image Hosting

Free Image Hosting

  Free Image HostingFree Image Hosting

Free Image Hosting

Free Image HostingFree Image Hosting

Free Image Hosting

Free Image HostingFree Image Hosting

در حضور خارها هم می شود یک یاس بود
درهیاهوی مترسک ها پر از احساس بود
می شود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود
دست در دست پرنده،بال در بال
نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
کاش می شد حرفی از >> کاش میشد<< هم نبود
هر چه بود احساس بود و
عشق بود و یاس بود....

 

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت5:20توسط ما چند نفر | |