|
آهای!! کوچه ی تنهاییم بدون تو هیچ.... آهای!! عشق اهوراییم بدون تو هیچ.... من از تبار صدای لطیف بارانم؛ آهای!! خنده ی بارانیم بدون تو هیچ.... صدای نبض نفس هام لحظه ای گم شد طلوع لحظه ی رویاییم بدون تو هیچ.... پر از حضور شبانگاهی ات شده نفسم نگاه خیس شب آبی ام بدون تو هیچ.... برای خواندن چشمان تو غزل شده ام؛ غزل غزل دل دریاییم بدون تو هیچ.... نشسته بر دل تقویم لحظه ام پاییز بهارهای پر از شادیم بدون تو هیچ.... آهای!! شب زده ی کوچه ی خیال تو....من آهای کوچه ی تنهاییم بدون تو هیچ..... در کنار همه خواب های تاریک من گاه صدای بلند یک رؤیا مرا و تو را از آن همه حباب های آرزو بیدار می کند کلید، ای واژه ی همیشه سبز که مرا به دنبال خود تا رسیدن به انتهای نگاهت تا خیس شدن همه ی شاخه های معرفت من، می کشانی بیا با هم دردهایمان را در کنار این همه دروغ های رنگ در رنگ میان دو دیدار قسمت کنیم پس کجاست حجله ی امید های آبی تو ای شاعر!!!! این همه فرسنگ های دور از انتظار این همه سیگارهای خاکستری خاموش، در ذهنت این همه احساس های آبی که به خاطر ترس از رسیدن به همان نگاه قرمز از همان اول متولد شدن خود را نفرت می کشند یا بیا تا برایت از این همه تیک تاک های به خواب رفته ی زمانم تا صبح رخوتناک تو سخن را به ذهن بدوزم یک سؤال می آید و گاه می رود و بی تو یک انتظار بر دلم حال ای صدای من تو که مرا آبی می خوانی بگو از آن همه زلزله هایی که آمدند و تو در خواب بودی بگو از آن نگاه قرمز که چه بی رحم پای بر روی قلب آبی من گذاشت از آن همه سلام های نگاهم که بی جواب خشکیدند حال آخر ای واژه ی همیشه سبز بیا ای کلید تا با هم در انتظار رسیدن به همان نگاه آشتی تو تا خود صبح بلند بلند فریاد را فکر کنیم.... در حضور خارها هم می شود یک یاس بود
|
بهانه ما ![]()
يكي بود يكي نبود, زير گنبد كبود هيچ كس نبود ...
Home
|