تبليغاتX
●• آبي تر از دريا •●

●• آبي تر از دريا •●

سلام ناناسیای من خوفین

عیدتون مبارک……

دیشب مسابقه ی 101رودیدین..محسن بودهاااااالبته فقط 2دوقه که اصلا حرف هم نزد!خداخیربده به نفسه ی گل خودم که خبرم کرد...!!

بازم نگاش کنین به امید..................

امروزم که داخل ویژه برنامه بودوخبرازکار بااقای فخیم زاده درنقش جسد!خدایش هیچ وقت لو نمی ده هاا..!!

بچه ها محسن سه شب برنامه داره جیرفت وایییییی اخه چی می شد این مصطفی زمانی رومی فرستادن اونجا محسنومی اوردن اینجا؟حالادیگه!!!!!!!!!

پیام نماهم شبکه ی دوصفحه ی 450 فک کنم مصاحبه ای گذاشته باسیاوش!من شانسی دیدم.....

پیشاپیش تولدشم تبریک می گم....تولدش مبارک

بچه ها ببخشیدکامیم داغون شده وبه زوراپ کردم...اگه نتونستم سربزنم ببخشد.......

4روزم عشق حال صفاسیتی..به به…

یلداهم که درپیشه.!واقعا به به…

1دیم که امتحانات ترم.خوش می گذره باورکن!!!!!

اینام ابتکارین!!!!!!

 

توی این دلم چندتاغم است

فکرمی کنم سیب ادم است

فکر های من نیستن عجیب

غصه می خورم من برای سیب

سیب راهمه :

پوست می کنند

نصف می کنند

گازمی زنند

سیب شان همه می شود تباه

یک نفرنگفت سیب جان سلام

ناصرکشاورز

 

خب

 من رفتم ولی دوباره برمی گردم

دوسسسسسسسسسسستون دارم

امینه

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت12:0 بعد از ظهرتوسط ما چندنفر | |



سلام....... 

هوای مامان وباباهاتونوداشته باشید 

محسن افشانی نه شبیه پویای سریال ترانه مادری است ونه شبیه ساعد تله فیلم ضامن.اوهنرمندنوجوان خوش اخلاق ودوست داشتنی است که همیشه دربرخوردبااطرافیانش لبخند به لب دارد ودرکمال احترام ادب برخوردمی کند.به بهانه حضورش دریک سریال تلویزیونی وبه خواست مکرر شما خوانندگان گرامی باوی درراه زندگی گفت وگویی داشتیم که می خوانید:

شنیدم امروز بازدید رفته بودی ،درسته؟

بله .من عضو گروهی به نام خانه پیشکسوتان هنربه سرپرستی خانم شهره لرستانی هستم که بده راقابل دانستندودربازدیدهایی که ازمراکزی مثل اسایشگاه معلولین،سالمندان،شیرخوارگاه وغیره دارندازمن دعوت می کنندوبه همراه هنرمندان به این جورمراکز سرمی زنیم خیلی هم خوشحالم که عضواین گروه هستم.امروزهم ازبازدیدیکی از همین مراکز می ایم.

 

گفته بودی که به تازگی قراردادکارجدیدبستی.اجراستیابازیگری؟

به دلایلی از وادی اجراخداحافظی کردم وقراردادبازی دریک سریال رابستم.

 

چرا؟علت خاصی داره؟

به هرحال هم یک سری شرایط باعث شده من بااجرامعرفی شدموبابازیگری می خواهم ادامه بدم.

 

بعدازترانه ی مادی هم درمصاحبه هایت گفته بودی می خواهیبااجراخداحافظی کنی امامجری برنامه"ماه محبوب"شدی!

 

تصمیم من قطعی بود.اماپیشنهاداجرای "ماه محبوب"ازجانب اقای پورمحمدی مدیرشبکه سه بودوبایدمی پذیرفتم.

 

خب ازنقشت درسریالی که قراراست بازی کنی بگو؟

یکه سریال بیست قسمتی باعنوان"حادثه دربزرگراه"به کارگردانی اقای معیریان است که حدودیک سال من سراین کارخواهم بودودوست گلم پیمان ابدی کاراکشن سریال رابرعهده دارد.من حسام،پسراقای حسین یاری که سرهنگ هستندرابازی می کنم.درموردنقشم بیشترازاین نمی توانم حرفی بزنم.

 

پس ازاجرای ماه محبوب تازمانی که این کارپیشنهادشدوقراردادبستی مشغول چه کاری بودی؟

 

یک سری اجراهای صحنه ای داشتم ومدیریت یک مجموعه فرهنگی به اسم "گلچین لاله"رابرعهده گرفتم،که اخرهفته هاانجاهستم ودررستوران سنتی اش برنامه هم اجرامی کنم.

 

به اجرابیشترعلاقه داری یابازیگری؟

من به هردوکارعلاقه دارم.به این خاطرکه فکرمی کنم درهردوی این کارهاتاحدودی موفق بودم.

 

درهمین مقوله جراباجوانی به نام کیوان ساکت همکارشدی.هنوزبااودرارتباط هستی؟

اتفاقاچندشب پیش مهمان برنامه بودن ودیدمش.اوهم درگیرشده وقراردادسریال بسته.

 

باسیاوش خیراابی چطور؟

بله درارتباطم.اتفاقاسرفیلمبرداری یک تله فیلم است.دیروزتماس گرفتم باصدای اهسته گفت:

سرضبطم(باخنده)

قضیه قبولی درکنکورودانشگاهت به کجاکشید؟

درکنکورسراسری شیمی قبول شدم ودرازادمکانیک،که به دلیل علاقه ام به مکانیک ازترم بهمن سرکلاس می روم.

 

برنامه محسن افشانی برای اینده اش چیست وچه هدفی رادنبال می کند؟

بازیگری برای من تفریحه وفکرمی کنمتا5-4سالدیگرچندتاکارخوب انجام می دهم وبعددراوج کنارمی روم.

 

اماتاچندسال دیگرکلی تجربه کسب کردی ومی توانی درکرت موفق باشی؟

نه دیگه کافیه.چراادم یک عالمه دریک کارغرق بشه که دل کندن ازش سخت بشه!

 

بزرگ ترین ارزوی محسن افشانی درزندگی؟

خوشحالی پدرومادرم.

 

راستی چندتاخواهروبرادرداری؟

یک خواهرکه ازخودم بزرگتره ومترجمی زبان انگلیسی خونده.

 

رابطه تون باهم چطوره؟

خیلی خیلی خوب.چون من سال2005تافل گرفتم،خیلی وفت ها می خواهیم حرفی بزنیم که کسی متوجه نشود،باهم انگلیشی صحبت می کنیم.

 

پس ازتافلت خیلی استفاده می کنی؟

بله .اتفاقادرجام جم یک برنامه داشتیم که دران به شهرهای مختلف سفرمی کردیم ومن به زبان انگلیسی باتوریست هاصحبت می کردم.این کارراخیلی دوست داشتم.

 

شهرت محدودیت نمی اورد؟

به نظرمن محدودیت نمی اوردومن خیلی راحت هستم ومردم راخیلی دوست دارم.امااگرمنظورتان این است که رفتارم راکنترل کنم به نظرمن ربطی به محدودیت ندارد،به شخصیت خودم برمی گردد.چون وقتی یک بازیگررامی بینندتوقع دارندرفتارخوب ومنطقی ازان شخص ببینند.

این راحتماعنوان کنید که من مردم راخیلی دوست دارم.

 

مگراتفاقی افتاده؟

خیلی هاکهشماره تلفنم راپیدا می کنندپیامک می دهندکه چرامغروری ،امابه خدااین طورنیست.

من عاشق مردم هستم ودوستشان دارم.

 

تابه حال پیش امده که باکسی دیگه اشتباه بگیرنت؟

اتفاقاهمین  امروز که بازدید رفته بود به نفربه من گفت:خوبین اقای خیرابی؟ازاقای افشانی چه خبر؟(باخنده)

امامحمدرضاغفاری راکه دیدم گفت:

می دونی ماشبیه هم هستیم؟گفتم:بله.

اتفاقایک عده ای ازمن می پرسندتودرفیلم"رویای خیس"بازی می کردی؟

 

راستی اگرکارطنزپیشنهاد شودبازی می کنی؟

بدم نمی اید یکی،دوکارطنز انجام بدهم امادوست ندارم مثل بعضی ازبازیگرهاکه دراین کارماندندوکاردیگری روتجربه نمی کنند باشم.اتفاقاجوادرضویان قراراست برای ایام عیدیک سریال بسازدوازمن خواسته دران بازی کنم.

 

اتفاقاچون خوش خنده هستی وهمیشه لبخندبه لب داری می تونی از عهدش بربیای.

توروخدابنویسیداین مطلبو.

چون خیلی ازهم سن وسال های من از من دلگیر هستندومی گویند من خودم رامی گیرم واخم می کنم.

 

راستی چندسال است که گواهینامه گرفتی؟

18اردیبهشت86گرفتم.

 

تصادف هم کردی؟

چندباری....(باخنده)

بااتومبیل چطور؟

من اولش رنوداشتم که تصادف کردم.بعد206نقره ای خریدم.بازهم تصادف کردم.حالا206سفیددارم.

یکی،دوجاش هم جای تصادف مونده.

 

جریمه هم شدی؟

خیلی زیاد(البیته باعرض شرمندگی)فقط به خاطرسرعت زیاد.وگرنه کمربنایمنی رومی بندم.

پشت فرمان باتلفن هم زیادصحبت نمی کنم.

 

باوجوداین خوش اخلاقی ات عصبانی هم می شوی؟

من خیلی عصبانی نمی شوم.اصولافروردینی دها زیاد عصبانی نمی شوندوسعی می کنند همه چیزرابه درقندان بزنند.(باخنده)

 

اخرین باری چه زمانی گریه کردی؟

من پدربزرگی داشتم که خیلی دوستش داشتم.اولین بارکه مصاحبه ام دریک نشریه به چاپ رسید،چون پدربزرگم منزل مابودخواستم مصاحبه وعکسم رابه اونشان بدهم که وقتی رسیدم منزل دیدم فوت شدند.همانجاگریه ام گرفت.

 

بیشترشبیه پدرت هستی یامادرت؟

فرم صورتم شبیه پدرمه،امارنگ چشم هایم شبیه پدربزرگمه.

 

اسمت روچه کسی انتخاب کرده؟

پدرومادرم به اتفاق انتخاب کردند.

 

به نوشتن علاقه داری؟

گاهی اوقات.بیشتربه یک سری جملات علاقه دارم.

 

می توانی مثال بزنی؟

بله.مثلااین جمله راخیلی دوست دارم.

من وتووقتی باهمیم دونفریم.اما من وتووقتی جدامی شیم چهارنفریم.توتنهاییات،من وخاطره هات.

 

به نگارش فیلمنامه علاقه داری؟

بیشتربه فیلمسازی علاقه دارم وایده بزرگی درذهنم دارم.البته زمانی که تئاترکارمی کردم نمایشنامه هارو خودم می نوشتم.کارگردانی هم می کردم.

 

هنوزهم به کارتئاترعلاقه داری؟

حیف فرصت نمی شه وگرنه خیلی دوست دارم.اماخب نمایش زیادمی بینم.

سینماچطور؟ 

هر فیلم جدیدی بیایدمی روم ومی بینم.اخرین فیلمی هم که دیدم فیلم "دعوت "اقای حاتمی کیابود.

 

وقتی سینماتاریکه واردمی شوی؟

نه،امایاصبح اولین سانس رامی روم ویاسانس های اخرشب.

 

به چه فیلم هایی علاقه داری؟

ژانروحشت،اماحیف که درایران چنین فیلم هایی ساخته نمی شود.

 

به چه نوع کتابهایی علاقه داری؟

به نوشته های احمدشاملو،حمیدمصدق،سهراب سپهری.درکل کتابهلیی که بااحساسات من بازی کنه.

 

مگر این شاعرهایی که نام بردی بااحساسات توبازی می کنند؟

ببین به نظر من خیلی به نظر من خیلی نوشته هاشون زیباست.من وقتی یه نثرمسجع می خونم وحالم دگرگون می شه وازخودم می پرسم

چراماازاین نوشته ها استفاده نمی کنیم؟!

 

می تونم همین حالا بخوام جیب هات رو خالی کنی؟

بله.شماره چندتاازهنرمندان که امروز ازشون گرفتم،کندامتور برنامه هام،

گوشی موبایل(3عدد!!!)،سوئیچ ماشین،لواشک که همین الان می خوام بخورم وبه شمانمی دهم،پول وگواهینامه.

 

دراخر.......

دلم می خواهدبگم اگرفرصت کردیدبه اسایشگاه های سالمندان سربزنید.چون باعث می شود که قدرسلامتی خودتان رابدانید.بازهم تکرارمی کنم که من مردم کشورم رادوست دارم.به هم سن وسالهایم که به من لطف دارند ومن رادوست دارندمی گویم:

هوای مامان وباباهاتونوداشته باشید.

راه وزندگی-شماره 275

****   

این عکسم ازوب ساراجونه.

 

 

 

**** 

تو به من خنديدی
و نمی‌دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پی من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب‌آلود به من كرد نگاه
سيب دندان‌زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز
سالها هست كه در گوش من آرام، آرام
خش‌خش گام تو تكرار كنان،
ميدهد آزارم
و من انديشه كنان
غرق اين پندارم
كه چرا،
خانه كوچك ما سيب نداشت

"حمیدمصدق"

من رفتم ولی دوباره برمی گردم

دوستون دارم

امینه

+نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت11:50 قبل از ظهرتوسط ما چندنفر | |



سلام........

«حسين ياري»‌ بازيگر اصلي سريال «حادثه در بزرگراه»

خبرگزاري فارس: «حسين ياري» به عنوان بازيگر اصلي مجموعه «حادثه در بزرگراه» به كارگرداني «آرش معيريان» انتخاب شد.

«محمدرضا شفيعي» كه تهيه كنندگي مجموعه تلويزيوني «حادثه در بزرگراه» را بر عهده دارد، با بيان اين مطلب در گفـت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: تا به حال «حسين ياري» و «مهدي اميني‌خواه» براي حضور در سريال «حادثه در بزرگراه» انتخاب شده‌اند و هنوز كار انتخاب بازيگران به پايان نرسيده است.
وي با بيان اينكه در حال حاضر در مرحله پيش توليد قرار داريم و اوايل آذر كار تصويربرداري را آغاز خواهيم كرد، اظهار داشت:اين سريال اكشن است و در 20 قسمت 50 دقيقه‌اي تصاوير و صحنه‌هاي پليسي را به تصوير مي‌كشد.
بنابراين گزارش، سريال «حادثه در بزرگراه» نسخه ايراني سريال «هشدار براي كبرا11» به شمار مي‌رود و به تهيه كنندگي «محمد رضا شفيعي» با مشاركت معاونت اجتماعي ناجا ساخته خواهد شد و از شبكه سه سيما به روي آنتن خواهد رفت.


فيلمنامه اين سريال توسط «سارا خسروآبادي» و «حسين تراب‌نژاد» نوشته شده و به صورت اپيزوديك ساخته خواهد شد و هر قسمت آن به يكي از موضوعات و حوادثي كه در تهران مي‌گذرد، مي‌پردازد.

داخل وب پارمیداجون وتبسم هم گفته شده که محسن نقش پسرحسین یاری "حسام"روبازی می کنه.
برین مصاحبه ی وبشونم بخونین.........


اینم عکسای چشم اندار که از وب سارینازجونی برداشتم

بهش سربزنید.

 

 

 

 

 

من رفتم ولی دوباره برمی گردم

دوستون دارم

امینه

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت7:35 بعد از ظهرتوسط ما چندنفر | |



سلام

سلام

سلام

سه تا سلام گنده از طرف ما سه تا به همتون....

ما سه تا یعنی فاطی و امینه و سحر...

واسه اولین بار نشستیم یه جا داریم با هم آپ می کنیم...

اینجا پژوهشکده میباشد و ما به حساب داریم تحقیییییییییییییق می کنیم....

 

بچه ها ببخشد که این روزا نیستیم ....من از نت محرومم دیگه هم بهم نمیدن....پس ببخشد که جوابتون نمیدم...امینه نتش قطع بود...سحرم که درس داره !!!!!!!

خب دیگه الان از اینجا پرتمون می کنن بیرون...

میترسم اینجا یه وب فراموش شده بشه....ولی میدونم که نمیشه آخه اینجا عشق هممونه...

 

فاطی:

چرا دستای عاشقت رنگ تابستون نمیشه

وقتی که نیستم اون چشات خونه ی بارون نمیشه

 

سحر خانم:

من در این جلگه خوشم تو در آن اوج که هستی خوش باش...

من به عشق تو خوشم تو به عشق هرکه هستی خوش باش...

 

امینه :

حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست...

خداوند در هر حضوری رازی نهان کرده برای کمال ما...

خوش ان روزی که دریابیم راز این حضور را...

 

میریم ولی برمیگردیم

من هنوز هستم ها...امینه

دوستون داریم یه دنیا.........................

 

آبی و آفتابی باشید

فاطی امینه سحر

+نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت4:16 بعد از ظهرتوسط فاطی | |



الهی بمیرم سیاه پوشت کنم                  نه انکه بمانم فراموشت کنم

الهی فداتون بشم دلم واستون خیلی تنگیده بود

این شعرم گفتم که بدونین فراموشتون نکردم!!!!!!

ببخشیداگه یکم که نه خیلی بی معرفت بازی دراوردم.واقعا شرمنده ام!!

اخه نمی تونستم بیام نت

اینترنت پریده بود.نمی دونم تاکجا دویده بود اما باورکن که پریده بود!

توروخدااگه کسی عکسی مطلب جدیدی داره بگه منم برم ببینم....

خب جیگرای ناناس

این عکسم که همه دیدن نه؟؟؟؟

 

 

اینام ازوب ساراجونه.بهتون توصیه می کنم برین تووبش چون عکس جدیدخیلی میاره.مخصوص ازسیاوش.

 

 وای این عکسه منوکشته

بروبچ جیگر بازم ببخشید.

دیروزم مارفتیم بافاطی کلا بروبچ بیرون جاتون خالی اینقده فازداد...ساعت 5.30هواتاریک اهنگم گذاشته بودن بروبچ اونم ازنوع غمگین . کلا زنده شدن خاطرات...خودمونوتخله کردیم اومدیم.جاتون بازم خالی مخصوص جای سحر...اخه نبود!!!خیلی خیلی فازداد..اون هفته هم که مارفتیم مدرسه ی فاطی اینا بعدشم رفتیم  بیرون بااین تفاوت که اون دفعه محیط کاملا شادبود.

 

نبودی بی تو تنهاگریه کردم

تورادیدم وخندان گریه کردم

برای اینکه اشکهایم نبینی

نشستم زیرباران گریه کردم

 

خوب دیگه بریم ما.....برای بارسوم

بازم ببخشید....................

 

اگرسهم من ازاین همه ستاره

فقط سوسوی غریبی است...

غمی نیست!              

همین انتظاررسیدن شب برایم کافیست !

"  فروغ فرخزاد "

من رفتم ولی دوباره برمی گردم

دوسسسسستون دارم

فعلا

امینه

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت7:6 بعد از ظهرتوسط ما چندنفر | |